ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٦٠ - ١ - دعاى جوشن
منزّهى تو بسا از بسيار توانايى كه عاجز نمىشود و صاحب بردبارى كه شتاب نمىكند رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا از براى خود از جمله عبادتكنندگان و براى نعمتهاى تو از شكركنندگان و براى احسانهاى تو از جمله يادكنندگان و رحم نماى مرا به سبب شفقت خود اى رحمكنندهترين رحمكنندگان مولاى من و اى آقاى من و بسا از بندهاى كه شام كند و به صباح آورد در حالى كه مستمر و دايمى شده است بر او قضاى خدا و احاطه نموده باشد به او بلا و جدا مانده باشد از دوستان خود و محبّان خود و آشنايان خود و گرديده باشد بىقدر و گرفتار و خوار در دست كافران و دشمنان دست به دست گردانند او را از راست و چپ به تحقيق كه بسته شده باشد در ريسمانها و گران كرده شده باشد زنجيرهاى آهنى نبيند[١] چيزى را از روشنايى دنيا و نه از نسيم آن نگاه كند بسوى نفس خود از روى حسرت و توانايى نداشته باشد براى خود دفع ضررى را و نه جلب نفعى را و من خالى و فارغم از اينها همه به سبب بخشش تو و احسان تو پس نيست خدائى مگر تو منزّهى تو بسا از صاحب قدرتى كه مغلوب نمىشود و صاحب حلمى كه شتاب نمىكند رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا براى خود از عبادتكنندگان و براى نعمتهاى خود از شكرگزاران و رحم كن مرا به سبب شفقت خود اى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى مولاى من و اى آقاى من و بسا از بندهاى كه شام آورد و داخل در بامداد گردد در حالى كه مشتاق باشد به سوى دنيا از جهت خواهش داشتن در آن تا آنكه به خطر انداخته[٢] جان خود را و مال خود را از جهت حرصى كه ناشى گشته از او بر دنيا به تحقيق كه سوار شده كشتى را و شكسته شده است به او پس افتاده است او در اطراف درياها و تاريكيهاى آنها نگاه مىكند به سوى نفس خود از روى حسرت و قدرت ندارد از براى خود بر دفع ضررى و نه بر جلب نفعى و من خالى و فارغم از اينها همه به سبب بخشش تو و احسان تو پس نيست خدائى مگر تو تسبيح و تنزيه مىكنم ترا بسا از بسيار توانايى كه عاجز نمىشود و صاحب حلمى كه شتاب نمىكند رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و بگردان مرا براى خود از جمله عبادتكنندگان و براى نعمتهاى خود از جمله
[١] -يعنى در كنج زندانخانه بسيار تاريك محبوس و مقيّد گشته به حيثيّتى كه روشنائى را نمىبيند و بر او نسيم دنيا نمىوزد. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى آن قدر مشتاق دنيا گشته و شوق تحصيل آن را برد كه بىمهابا جان و مال خود را در خطرها و بلاها مىاندازد. و اللَّه يعلم