ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣١٤ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
خداوندا پاسبانى كن ما را به چشم نگهبانى خود كه بخواب نمىرود و محافظت نماى ما را به قوّت خود كه سست نمىشود و غالب گردان ما را به پادشاهى خود كه ستم رسيده نمىشود و رحم كن بر ما به توانائى خود بر ما و هلاك مگردان ما را و توئى اميد ما اى پروردگار من بسا از نعمتى كه بخشيدهاى تو آنها را بر من كه كم است براى تو نزد آنها شكرگزارى و بسا از بلائى كه آزمودى مرا به آن بلا كه كم است براى تو نزد آن بلا صبر و طاقت من پس اى كسى كه كم است نزد نعمتهاى او شكرگزارى من پس محروم مكن مرا و اى كسى كه كم است نزد بلاى او صبر من پس بىيار و مددكار نگذارده است مرا، اى صاحب احسان هميشگى كه برطرف نمىشود هرگز و اى صاحب نعمتهائى كه در شمار نمىآيد عدد آن سؤال مىكنم ترا آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد كه پاكانند و دفع مىكنم و طعن مىزنم به قوّت تو در گوديهاى گردن دشمنان و صاحبان جبروت و تكبّر خداوندا يارى كن مرا بر دين من[١] به سبب دنياى من و يارى كن مرا بر آخرت من به پرهيزگارى من و نگاهدار مرا[٢] در آنچه غايب و پنهانم من از آن و وامگذار مرا بسوى نفس خودم در آنچه حاضرم من در آن، اى كسى كه كم نمىكند او را آمرزش گناهكاران[٣] و ضرر نمىرساند او را گناه بندگان سؤال مىكنم از تو گشايشى زود را و صبرى نيكو را و روزى فراخ را و سلامتى از همه بلاها را و شكرگزارى بر سلامتى را، اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
ربيع گويد: قسم بخدا كه مرا منصور سه مرتبه طلب نمود و كشتن مرا اراده داشت، پس به اين كلمات پناه بردم، پس خداى تعالى ميان او و ميان كشتن من حايل و مانع گرديد.
و از حسن بن على منقول است كه عبّاس بن عبد العظيم گفته كه: من هيچ شب نبود كه از دكان خود برگردم، مگر آنكه اين كلمات را بخوانم. پس شبى از شبها خواندن اين كلمات را فراموش كردم. پس چون قدرى از شب گذشت از خواب بيدار شدم و به يادم آمد كه اين كلمات را نخواندم. پس در همان وقت اين كلمات را خواندم و دكان خود را در پناه خدا به بركت اين كلمات گردانيدم و به دست خود به دور دكان اشاره كردم و حال آنكه من در رخت خواب خود بودم. پس چون صبح شد، بامداد به دكان رفتم. ديدم شخصى در اندرون دكان است كه در دكان بر او بسته شده است و او در اندرون دكان مانده.
[١] -يعنى توفيق ده مرا مادام كه در دنيا باشم و در حياتم كه تحصيل كنم دين خود را و محافظت نمايم آن را يا آنكه اموال دنيوى مرا چنان كن كه سبب شود براى تحصيل دين و نگاهدارى آن چنانچه در احاديث وارد شده كه نيكو معينى و مددكارى است دنيا جهت تحصيل آخرت چه هر گاه شخصى در دنيا غنى و صاحب چيز باشد اجتناب از محرمات و اموال مردمان آسانتر خواهد بود براى او از درويش بسيار پريشان و ممكن است او را كه به سبب صرف نمودن اموال خود در وجوه خير تحصيل مراتب اخروى و نگاهداشت دين خود نمايد. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى و نگاهدار مرا در امور آخرت كه پنهانم من از آن و مرا به نفس خود در دنيا وامگذار كه حاضرم در آن و ممكن است كه مراد آن باشد كه نگاهدار مرا در تحصيل و خواهش امور دنيوى كه تو آن را به من ندادهاى و غايبم من از آن تا آنكه راضى باشم به آنچه به من دادهاى و زياده حرص و سعى ننمايم در آنچه به من ندادهاى و مرا به خودم در آن چيزها وامگذار و نعمتهائى كه حاضرم من آنها را و تو آنها به من دادهاى تا آنكه ياغى و با تكبر نگردم و عصيان نورزم ترا. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى آمرزش بندگان سبب نقص و عيب او نمىشود.