ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٩٤ - ٣ - قنوتهاى مولاى ما حضرت امام زين العابدين ابو محمد على بن الحسين
حق را و برانگيز از جهت طلب نمودن خون برانگيزنده حق را[١] و قوّت بده تو به مدد نمودن خود طلبكننده حق را[٢] و بسيار گردان از يارى نمودن خود توشه او را[٣] تا آن كه برگردد حق[٤] به توانگرى خود و تا آن كه روشن گردد علامتهاى جاىهاى قصد نمودن حق و تا آنكه در راه حق رود اهل حق در حالى كه ايمن باشد حقّ راه رفتن در آن.
بدرستى كه تو بر همه چيز به غايت توانائى ب: و آن حضرت ٧ اين دعا را در قنوت خود خواندند:
خداوندا توئى ظاهر سازنده حكمت خود و واضحكننده تدبير خود و توئى صاحب رفعت و منزلت[٥] و رفعت دهنده، بار خدايا رحمت فرست بر آدم كه تازه از خلق تو است و اوّل [اساس] حجت تو است[٦] و زبان قدرت تو است و خليفه است در روى زمين تو و اوّل كسى است كه برگزيده شده است از براى پيغمبرى به رحمت تو، و اوّل شخصى است كه تراشيده است[٧] موى سر خود را از جهت خوارى نمودن از براى تو، در حرم تو از جهت عزّت تو و اوّل مخلوق از خاك است كه سخن گفته از جهت ظاهر كردن يگانگى ترا و اوّل بندهاى است از براى تو كه خلق نمودهاى تو او را از براى امّت خود و اوّل پناه آورنده به سوى تو است از ترس رسيدن عقاب تو و رحمت فرست بر پسر او[٨] كه خالص از برگزيدگان تو است و تفحص نماينده از شناخت تو است و داناى حقيقت چيزهاست[٩] [فيض رسيده است] كه امين و سپردهشده به اوست از پنهان علم پوشيده تو به چيزى كه بخشيدهاى تو او را از نعمتهاى خود و عطيّه خود[١٠] و رحمت نماى بر كسى كه[١١] ما بين اين دو شخص است از پيغمبران و
[١] -مثير« به ضم ميم» به معنى برانگيزنده است، و ممكن است كه به فتح ميم خوانده شود يعنى برانگيختن مر حقّ را. و اللَّه يعلم
[٢] -مرتاد به معنى طلبكننده و طلب كرده شده هر دو آمده و در اين مقام به معنى طلبكننده است. و اللَّه يعلم
[٣] -حقّ در خاطر خود به شخص مسافرى تشبيه شده و يارى نمودن را توشه او قرار دادهاند.
[٤] -كنايه است از قوت يافتن، يعنى حقّ قبل از نصرت دادن تو او را ضعيف و ناتوان است و هر گاه تو او را نصرت و يارى دهى، توانگر و صاحب قوّت خواهد گرديد. و اللَّه يعلم
[٥] -و محتمل است كه ماكن به معنى قادر و صاحب قوت باشد.
[٦] -يعنى انبيا را بر همه خلايق حجّتهاى خدا مىنامند از جهت آن كه به واسطه ايشان حجّت و برهان خداى تعالى بر بندگان تمام مىشود.
[٧] -يعنى اوّل كسى است كه از جهت عبادت كردن در حرم كعبه سر خود تراشيده، چه در احاديث وارد شده كه همه پيغمبران عبادت موضع خانه كعبه مىنمودهاند.
[٨] -مراد پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و اله است كه سيّد انبيا و برگزيده ايشان است. و اللَّه يعلم
[٩] -غايص و غواص در اصل لغت عرب به معنى شخصى است كه به دريا فرو رود جهت بيرون آوردن مرواريد و فرو رفتن شخص عالم را در بحر فكر جهت تحصيل نمودن علوم به غوص نمودن در دريا تشبيه شده، پس عاريه نمودند غايص را، از براى شخص عالم و دانا. و اللَّه يعلم
[١٠] -معونة بر وزن فعولة كه اصل ماعون است يعنى عطيّه و منفعت، و محتمل است كه بر وزن مفعله باشد و ميم در آن زايده باشد، مشتقّ از عون به معنى مدد كردن و يارى نمودن.
[١١] -يعنى كسى كه بوده باشد ما بين آدم ٧ كه اوّل انبياء است و ما بين پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و اله كه خاتم الأنبياء است، يعنى ساير پيغمبران. و اللَّه يعلم