ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٩٣ - ٣ - قنوتهاى مولاى ما حضرت امام زين العابدين ابو محمد على بن الحسين
آن كه از براى تو است سراى جزا دادن از خوب و بد از جهت ثواب دادن و عقاب نمودن و آن كه از براى تو است روزى كه[١] مؤاخذه مىنماى در آن روز به حق و راستى،[٢] مىدانم آن كه حلم تو شبيهترين چيزهاست به بخشش تو[٣] و لايقترين آنها است به چيزى كه وصف نمودهاى تو به آن چيز نفس خود را در شفقت تو و در مهربانى تو، و تو در كمينگاه و ملاحظه مر احوال هر ظالمى در پستى مرتبه و سنگينى عذاب آخرت او و بدى جاى او. خداوندا و بدرستى كه تو به تحقيق وسعت و قدرت دادهاى[٤] مخلوقات خود را از جهت رحمت و علم و به تحقيق كه تغيير داده شده است حكمهاى تو و تبديل كرده شده است طريقهاى پيغمبر تو و طغيان نمودند ستمكاران بر جماعت مخصوصان تو[٥] و حلال نمودند حرام ترا،[٦] و سوار شدند مركبهاى مداومت بر جرأت نمودن بر تو را. خداوندا پس تعجيل نماى به سوى ايشان به سختىهاى غضب خود [غضبگاههاى خود] و به شدتهاى عذابهاى خودت و به از بيخ بركندن غضب تو (يعنى ايشان) را و پاك گردان شهرها را از ايشان و محو نماى از بلاد اثرهاى ايشان را و سرنگون نماى از جاىهاى هموار شهرها و از مواضع آنها محل نور و علامت ايشان را و مقطوع گردان ايشان را به هلاك نمودن تو تا آن كه باقى نگذارى از ايشان پى و بنيادى از براى ظاهرشوندهاى و نه نشانى از براى قصدكنندهاى و نه پناه و مفرّى جهت اراده نمايندهاى و نه طلبكنندهاى مر مطلوبى را.
بار خدايا برطرف كن اثرهاى ايشان را و محو نماى مالهاى ايشان را و خانههاى ايشان را و برطرف نماى اولاد ايشان را و جدا ساز مهرههاى پشت ايشان را و تعجيل نماى به سوى عذاب دائمى خود بازگشت ايشان را و بر پاى دار مر حقّ را[٧] در محلهاى نصب او و برافروز و روشن گردان[٨] از براى راهنمائى چوبهاى آتشزنه حق را[٩]
[١] -مراد از روز مؤاخذه نمودن روز قيامت است، و ممكن است كه مراد روز ظهور حضرت صاحب الامر ٧ باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -قوله« بالحقّ» يعنى روزى كه مؤاخذه مىنمائى و جزا مىدهى تو مردم را به حق و راستى، يا آن كه روزى كه مؤاخذه مىنمائى و مىستانى حقّ هر شخصى را از ديگرى كه ظلم نموده بر او، يا روزى كه مكافات مىدهى مردم را به سبب حقّ يعنى قائم آل محمّد ٧. و اللَّه يعلم
[٣] -حاصل معنى آن كه كرم و شفقت و مهربانى تو سبب آن شده است كه حلم نمودهاى تو از كارهاى جماعت ظالمان و مهلت دادهاى تو ايشان را در آن كه هر چيز خواهند آن را كنند و ليكن تو مىدانى كارهاى ايشان را و در آخرت جزاى ايشان را خواهى داد. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى بازگذاشتهاى تو ايشان را و در دنيا كه هر چيز خواهند كنند. و اللَّه يعلم
[٥] -مراد از خلصا ائمّه : هستند.
[٦] -يعنى خون ائمّه : را، يا اموال ايشان را، يا مطلق آزار دادن و ستم نمودن ايشان را. و اللَّه يعلم
[٧] -مراد از حقّ مطلق امامت ائمّه : است، يا آن كه خصوص امامت حضرت صاحب الامر ٧ است، يا آن كه دين حقّ است كه مذهب اثنى عشرى است.
[٨] -قدح به معنى آتش زدن است.
[٩]« زناد» به كسر، جمع« زند» است. و عربها چون خواهند كه آتش افروزند، دو چوب را بهم مىسايند تا آتش از آنها بيرون آيد، پس چوب بالايى را( زند) و چوب پائينى را« زنده» گويند، و بعضى« زند» را به سنگ آتش زنه نيز تفسير نمودهاند.