ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٩٠ - ٢ - قنوتهاى مولاى ما حضرت ابو عبد الله امام حسين بن على
كه اختيار نمودهاى تو او را از براى نفس خود و عطيه نمودهاى تو به او مر علم پنهان خود را [از براى ذات خود] پس نرسيده است او را هلاككنندههاى از تهمتها و نه واردشوندههاى از فتنهها تا آن كه[١] باشيم از براى تو در دنيا اطاعتكنندگان و در آخرت هميشه در پناه تو باشيم
٢- قنوتهاى مولاى ما حضرت ابو عبد الله امام حسين بن على ٨
الف:
بار خدايا از تو است ابتداء اشيا و از براى تو است اراده[٢] و از براى تو است تغيير دادن اشيا و از براى تو است توانايى[٣] و تويى خدائى كه نيست خدائى مگر تو، گردانيدهاى تو دلهاى دوستان خود را محلّ قرار گرفتن از براى خواهش تو و جاى پنهانى از براى قصد تو و گردانيدهاى تو[٤] عقلهاى ايشان را محلهاى نصب نمودن امرهاى تو و نهىهاى تو. پس تو هر گاه خواهى آنچه را كه اراده نمائى بيرون مىآورى تو از امرهاى پنهان در عقلهاى ايشان نهانىهاى آنچه را كه پنهان نمودهاى تو در ايشان و ظاهر مىگردانى تو[٥] [آغاز كردهاى] از اراده خود بر زبانهاى ايشان آنچه را كه فهمانيدهاى تو به ايشان آن چيز را از جانب خود در خاطرهاى ايشان به سبب عقلهائى كه مىخوانند ترا و مىخوانند مردم را به سوى تو به حقيقتهاى آنچه بخشيدهاى تو به ايشان آن چيز را. و بدرستى كه[٦] من هر آينه مىدانم چيزها را از جهت تعليم نمودن تو مرا از آنچه تو شكر كرده شدهاى بر آنچه از آن جهت نمودهاى تو به من چيزها را و به سوى آن جاى دادهاى تو مرا. خداوندا و بدرستى كه من با وجود اينها همه پناه آورندهام به سوى تو و التجا آورندهام به حول و توانائى تو، خشنودم به حكم تو كه راندهاى تو او را به سوى من در علم خود، روانهام به جايى كه
[١]« حتّى نكون» متعلق است به« الّذى بيننا و بينك» تا به آخر، يعنى گردانيدهاى تو پيغمبر ٦ را واسطه ميان ما و ميان خود و فرستادهاى تو او را بر خلايق و نگاهداشتهاى تو او را از جهت آن كه ما در دنيا اطاعتكننده مر ترا باشيم و در آخرت هميشه و دايم در پناه تو باشيم. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى اراده خلق اشيا به كيفيت و نظامى كه موافق حكمت و مصلحت است.
[٣] -متحمل است كه حول به معنى قوّت و قدرت باشد، و ذكر قوّت بعد از آن از جهت تأكيد باشد. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى عقلهاى ايشان را محلّ از براى وحى فرستادن و الهام نمودن ايشان به امرها و نهىهاى خود گردانيدهاى، چنانچه هر چيز كه ايشان بفرمايند پس وحيى و امرى از جانب تو خواهد بود. و اللَّه يعلم
[٥] -حاصل معنى اين دو فقره آن كه: هر گاه جناب اقدس الهى خواهد كه عباد را امرى يا نهيى نمايد، الهام مىنمايد و مىانداز به دلهاى ائمّه : كه به زبان خود جارى نمايند و امر كنند عباد را كه فلان كار كنيد يا نهى نمايند ايشان را كه مرتكب آن نشوند، و از اين ظاهر مىشود كه بعد از انتقال پيغمبر اختيار عباد در اوامر و نواهى با ائمّه : است و احكام جزئى نيز به ايشان الهام مىشود، چنانچه به اين مضمون احاديث بسيار وارد شده. مترجم گويد كه: بلكه اعتقاد به اين دور نيست كه از شرايط ايمان باشد. و اللَّه يعلم
[٦] -حاصل معنى آن كه به درستى كه علم و دانستن من چيزها را از جهت آن است كه تو مرا تعليم نمودهاى، و لازم است بر من كه ترا بر آن عقل و فهم شكر نمايم كه تو آن را به من دادهاى كه از آن جهت به من چيزها را نمودهاى، و به سوى آن جاى دادهاى مرا و رجوع فرمودهاى مرا. و اللَّه يعلم