ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٨١ - ١٤ - حرزهاى حضرت امام على النقى
مگردان ما را آلت امتحان براى آن جماعتى كه كافرند، و بيامرز ما را اى پروردگار ما، بدرستى كه تو غلبهكننده و داناى به حكمتى، اى پروردگار ما نجات ده ما را از هر بدى و از شرّ هر جنبندهاى كه تو گرفتهاى پيش سر او را [بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است] و از شرّ چيزى كه قرار گيرد در شب و در روز و از شرّ هر بدى و از شرّ هر صاحب شرّى. اى پروردگار همه عالم و خداوند همه پيغمبران رحمت فرست بر محمّد و بر همه آل او و بر همه دوستان تو و مخصوص گردان محمّد و همه آل او را به تمامترين از رحمت خود. و نيست حركتى و نه قوّتى مگر بخداى بلند مرتبه بزرگ. پناه به نام خداى و به ذات خداى ايمان مىآورم به خدا و به خداى پناه مىبرم و به خداى چنگ در مىزنم و از خداى طلب زنهار مىنمايم و به غلبه خداى و منع كردن او دورى مىنمايم از شيطانهاى جن و انس [انس و جن] و [از] پياده ايشان و سواره ايشان و از جاى جستن ايشان [و يا از دويدن ايشان] و ميل نمودن ايشان و برگشتن ايشان و مكر ايشان و شرّ ايشان و از شرّ آن چه آن را بجاى آورند در شب و در روز، از دور و نزديك و از شرّ پنهان و حاضر و شاهد[١] و قصد نماينده، زندههاى ايشان و مردههاى ايشان، كور و بينا، و از شرّ بيگانهها[٢] و خويشان و از شرّ نفسى كه باشد و از وسوسه آن و از شر جنّها[٣] و از بيخ بر كنده شدن[٤] و از فريب[٥] و از اشتباه و از چشم بد جنّ و انس و پناه مىبرم به نامى كه حركت نمود به سبب آن تخت بلقيس. و پناه مىدهم دين خود را و نفس خود را و همه آن چه را كه شامل باشد آن را خواهش من از شرّ هر صورتى[٦] و خيالى يا سفيدى[٧] يا سياهى يا صورتى يا اهل ذمّهاى يا كافر حربى از آن چه قرار گيرد در هوا و در ابر و در تاريكى و در روشنى و
[١] -شاهد به معنى حاضر است و از جهت تاكيد ذكر شده. و اللَّه يعلم.
[٢] -و ممكن است كه معنى آن باشد كه پناه مىبرم از شرّ بلاهائى كه عام باشد، يعنى مخصوص به شخصى نباشد، مثل قحط و طاعون و امثال آنها و از شرّ بلاهائى كه مخصوص باشد به احدى دون احدى. و اللَّه يعلم.
[٣] -صاحب« مجمع البحرين» گفته كه بعضى گفتهاند كه دنهش نوعى از انواع جن است. و اللَّه يعلم.
[٤] -حسّ به معنى حيله و قتل و استيصال( يعنى به معنى از بيخ برآمدن) آمده و همه اين معانى در اين مقام مناسب است.
[٥] -و متحمل است كه مراد آن باشد كه پناه مىبرم از شرّ ديدن و دست ماليدن و پوشيدن، يعنى از شرّ بلاهائى كه احساس و نگاه كردن سبب آن شود و از بلائى كه لمس و دست ماليدن باعث آن شود و از شر بلاهايى كه پوشيدن جامه منشأ آن گردد. و اللَّه يعلم.
[٦] -مراد از صورت، صورت حيوانات است كه صاحبان روح هستند و مراد از تمثال مطلق شبيه و مانند است، خواه صاحب روح باشد يا غير آن. و اللَّه يعلم.
[٧] -پوشيده نماند كه مراد از بياض و سواد مسلمان و كافر است، و محتمل است كه مراد دو صنف سفيد و سياه از انسان باشد و كنايه از عموم و شمول است. و اللَّه يعلم.