ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٧٨ - ١٣ - حرزهاى حضرت امام محمد تقى
به حقّ همه اين نامها و به حق صفتهاى آنها و صورتهاى آنها و آنها اين است:[١] منزّه است خدائى كه خلق كرده است عرش و كرسى را و مسلّط است بر او، سؤال مىنمايم ترا آن كه دور نمائى از صاحب نوشته من اين شخص هر بدى را و هر چيزى را كه دورى بايد نمود از آن پس آن شخص بنده تو است [و پسر بنده تو است] و پسر كنيز تو است و توئى صاحب او پس نگاهدار او را. خداوندا اى پروردگار من دفع نماى بديها را همه آنها را و صرف نماى[٢] از او چشمهاى ستمكاران را و زبانهاى دشمنان را و اراده نمايندگان مر او را به بدى و ضرر، و دفع نماى از او هر چيزى را كه دورى بايد نمود از او، و هر ترسيده شده از او را و هر آن بندهاى از بندگان تو يا كنيزى از كنيزان تو يا پادشاهى ياغى يا مرد شيطانى يا زن شيطانهاى يا مرد جنى يا زن جنيهاى يا مرد غولى[٣] يا زن غولهاى كه اراده نموده باشد صاحب نوشته مرا اين شخص را به ستم كردن يا ضرر رسانيدن
[١] -نقل شد از روى نسخهاى كه خالى از صحّت نبود و اللَّه يعلم
[٢] -قمع به معنى كوبيدن و خفيف و ذليل كردن و صرف نمودن آمده و در اين مقام معنى اخير مناسب است. و اللَّه يعلم.
[٣] -غول به معنى هلاككننده است، يعنى صورت خيالى كه قوّت واهمه آن را به صورت مردى يا زنى مصوّر سازد و بعضى گويند كه غول نوعى از جن و شيطان است و عريان را اعتقاد آن كه در بيابانها مىباشد و به صورتهاى مختلف مىشود و بر سر راهها و جادّهها آمده مردمان را از راه بيرون برده، هلاك مىنمايد و ليكن از حضرت رسالت پناهى منقول است كه غولى نيست يعنى موجود نيست و غولى نمىباشد و محتمل است كه مراد آن باشد كه: غولى نيست يعنى نيست آن كه گفتهاند كه به صورتهاى مختلف مىشود يا آن كه نيست آن كه گفتهاند كه مردمان را هلاك مىكند، چه او را بر انسان تسلّطى نمىباشد. و اللَّه يعلم.