ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٧٦ - ١٣ - حرزهاى حضرت امام محمد تقى
برآورده شده و اى سزاوار كلامهاى تمام[١] و نامهاى اطاعت كرده شده[٢] و سؤال مىنمايم ترا اى روشنى بخش روز (به آفتاب) و اى روشن نماينده شب (به ستارهها و ماه) و اى روشنكننده آسمان و زمين، و اى روشنى ده نور، و اى نورى كه روشن مىگردد به سبب او هر نورى، اى داناى امور پنهان همه آنها خواه باشند در بيابان و در دريا و در زمين و در آسمان و در كوهها. و سؤال مىنمايم از تو اى كسى كه فانى نمىشود و هلاك نمىگردد و برطرف نمىشود، و نيست از براى او چيزى كه بوصف درآيد، و نيست به سوى او تو تعريفى نسبت داده شده، و نيست با او خدائى، و نيست خدائى به غير از او، و نيست از براى او در پادشاهى او شريكى، و نسبت داده نمىشود عزّت مگر به او. هميشه به همه علمها داناست و بر همه دانشها مطّلع است و مر همه چيز را منتظم گردانيده است[٣] و به هستى همه چيز[٤] [به موجود نمودن چيزها] داناست و مر تقدير چيزها را[٥] محكم گردانيده است و در خلق نمودن چيزها[٦] بيناست و به همه چيز مطّلع است. تو آن چنانى كه پست شده است از براى تو آوازها و گمراه شدند در شأن تو عقلها [وهمها] و تنگ و كوتاه است نزد تو سببها،[٧] و پر كرده است[٨] هر چيزى را روشنى تو، و ترسيده است هر چيزى از تو، و گريخته است هر چيزى به سوى تو، و اعتماد نموده است هر چيزى بر تو، و توئى بلند مرتبه در عظمت خود[٩] و توئى صاحب آب و رنگ[١٠] در نيكوئى و حسن خود، و توئى بلند مرتبه بزرگ در توانائى خود و تويى آن چنان كه ادراك نمىكند ترا چيزى و توئى بلند مرتبه بزرگ [بسيار بزرگ]
[١] -يعنى كلامهائى كه تمام هستند، يعنى در فهميدن معنى از آنها، يا در مشتمل بودن به فصاحت و بلاغت، عيبى و نقصى در آنها نيست. يا آن كه تمام هستند در محافظت نمودن شخص را كه به آنها از آفتها و بلاها متوسّل گردد و پناه برد، و ممكن است كه مراد از كلمات تامات پيغمبر و اهل بيت او عليهم السّلام باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى نامهائى كه حكم آنها جارى است، يا آن كه امر آنها ممضى است، پس لازم آيد كه آنها مطاع باشند. و اللَّه يعلم.
[٣] -نظم در لغت عرب به معنى مرواريد در رشته كشيدن است، يعنى خداى تعالى همه موجودات را ايجاد نموده است به نظامى و ترتيبى كه مناسب و لايق است به آنها و مصلحت در آن دانسته. و اللَّه يعلم.
[٤] -يعنى به همه موجودات دانا و مطلع است، يا آن كه بر ايجاد نمودن همه ممكنات عالم و قادر است. و اللَّه يعلم.
[٥] -يعنى تدبير نمودن و تقدير كردن خداى تعالى چيزها را محكم و ثابت است و او را تغيير رأيى و مخالفت امرى نيست. و اللَّه يعلم.
[٦] -يعنى خداى تعالى همه مخلوقات را از روى بينائى و دانش خلق نموده است، يا آن كه همه مخلوقات را مىبيند و مىداند كه در چه كارند و از ايشان چه سر مىزند از كارهاى خوب يا بد. و اللَّه يعلم.
[٧] -يعنى به هيچ وسيله و سببى نمىتوان به كنه تو رسيدن و ادراك صفتى از صفات تو نمودن چه همه اسباب كوتاه و نارسا است. و اللَّه يعلم.
[٨] -يعنى نور رحمت تو در همه چيزها بسيار است، يا آن كه دوستى تو در همه دلها جاى نموده، يا آن كه اقرار به هستى تو در همه چيزها مفطور است، يا آن كه پرتو وجود تو بر همه چيزها افتاده، همچنان كه حكما گويند كه وجود همه موجودات پرتو و اثر وجود خداى تعالى است. و اللَّه يعلم.
[٩]« جليل» و« كبير» و« عظيم» هر سه به معنى بزرگ هستند و ليكن« جليل» به معنى بزرگى در صفات است و« كبير» به معنى بزرگى در ذات است و« عظيم» بزرگى در ذات و صفات هر دو است و گاه باشد هر يك از اينها مجازا در معنى ديگرى استعمال كنند. و اللَّه يعلم.
[١٠] -بهاء خداى و جمال و حسن او كنايه از عظمت خداى تعالى و صفات نيكوى اوست. و اللَّه يعلم.