ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٤ - دعاى عبرات
من و شب را به صباح مىآورم در حالى كه خشم فرو بردهام من و مىگذرانم من[١] بعد از[٢] اندوهها اندوههاى ديگر را و بعد از دلگيرى دلگيرى ديگر را آيا نيست نزد تو اى پروردگار من به سبب اينها احترامى كه ضايع و بىاجر نباشد و حقّى كه به پستتر از آن قناعت كرده مىشود پس چرا منع مىكنى تو از من[٣] يارى خود را اى پروردگار من و حال آنكه اينك من غرق شدهام[٤] و وامىگذارى مرا در آتش دشمن تو در حالى كه سوخته شدهام من[٥] آيا مىگردانى تو دوستان خود را براى دشمنان خود دور گردانيدهشدگان و از براى حيله ايشان صيد گرديدهشدگان و آيا مىاندازى بر گردن دوستان از هلاك كردن دشمنان آنها را طوقها و قلادهها را[٦] و حال آنكه توئى صاحب نفسهاى ايشان اگر مىستانى آنها را مىگرداند جماد بىشعور و در دست قدرت تو است اصلهاى نفسهاى ايشان اگر قطع كنى آنها را هلاك مىشوند ايشان و چه چيز منع مىكند ترا اى پروردگار من از آنكه باز دارى و منع كنى تو بدى ايشان را از من و بيرون آورى از ايشان از حفظ خود جامه ايشان را[٧] و از آنكه برهنه كنى تو ايشان را از سلامتى كه به سبب آن در زمين تو خوشحالى مىكنند و در ميدان ستم كردن بر بندگان تو نشاط و جولان مىكنند خداوندا رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و درياب مرا و هنوز در نيافته باشد مرا غرق شدن و تلافى كن مرا و هنوز پنهان نكرده باشد آفتاب عمر مرا شفق مرگ[٨] اى خداى من بسا از ترسندهاى كه پناه برده باشد بسوى پادشاهى پس برگشته است از نزد او در حالى كه فرو گرفته شده است به امنيّت[٩] و امان از ترس آيا پس اراده مىتوانم نمود[١٠] اى پروردگار من بزرگتر از پادشاهى تو پادشاهى يا فراختر از نيكوئى تو نيكوئى را يا بيشتر از توانائى تو توانائى را يا بخشندهتر
[١] -فيروزآبادى گفته كه« قضاه» يعنى به او رسيد.
[٢] -يا آنكه و من بعد از اندوههاى بسيار به اندوههاى ديگر مىرسم. و اللَّه يعلم
[٣] -يا آنكه پس از من يارى خود را منع نكردهاى چنانچه اعراب شده. و اللَّه يعلم
[٤] -در گناهان يا در بلاها و آزارها
[٥] -هر گاه حريق به رفع خوانده شود بايد كه كلمه« و أنا» نيز در كلام باشد. و اللَّه يعلم
[٦] -و تو طوقهاى هلاكت را بر گردن ايشان مىاندازى
[٧] -يعنى از آنكه جامه ايشان را كه از حفظ تو است، بيرون آورى. و اللَّه يعلم
[٨] -شفق آن سفيدى است كه باقى مىماند در جانب مغرب بعد از غروب آفتاب از اول شب تا به وقت عشاء و بعضى گفتهاند تا به نصف شب. و اللَّه يعلم
[٩] -يعنى در حالى كه فرا گرفته بوده است و شامل بوده است او را امنيت و امان از ترس. يعنى هيچ ترسى نداشته است. و اللَّه يعلم
[١٠] -يعنى بزرگتر از ترا زيرا اراده نمىتوانم نمود كه بزرگترى از تو نيست تا آنكه او را اراده نمايم.