ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥ - شرح حالى از سيد بن طاوس
ناخوش داشتم و از ورود در فتوى ترسيدم، به خاطر دورى از اين كه دروغى به خدا ببندم و رياستطلبى كنم! مگر اين كه به وسيله آن به خداى متعال نزديكى بجويم پس از آن (نيز) روى برتافتم[١].
در دوره فرو پاشى خلافت بنى عباس اقدامات سيد على بن طاوس و شيخ سديد الدين پدر علّامه حلى و خواجه نصير الدين طوسى منجر به اين شد كه در عين حالى كه سلطان ايلخانى قتل عام فراوانى از مردم عراق به ويژه بغداد كرد، ولى عموم شيعيان و برخى از عالمانه عامّه چون ابن ابى الحديد معتزلى شارح نهج البلاغه جان سالم بدر بردند كه تفصيل اين اقدامات در كتب تاريخ به ويژه عصر فرو پاشى خلافت عباسى مندرج است[٢]. سيد بن طاوس در عين حالى كه در دوره مستنصر (جل ٦٢٣- ٦٤٠ ه.) نقابت طالبيين را نپذيرفت، امّا در عهد هلاكو سه سال و ١١ ماه نقيب شيعه در عراق شد[٣].
صفاى سيرت سيد بن طاوس باعث شد كه از ناحيه مقدسه بذل عنايات فراوانى به او بشود و توفيق بهرهورى از شجره ولايت مهدوى در عصر غيبت براى او تا حدودى مفتوح شود[٤]. خود در مهج الدعوات مىگويد:
من در سرّ من رأى بودم. در وقت سحر دعاى حضرت صاحب الامر ٧ را شنيدم. پس از دعائى كه آن را خواندند در ياد من باقى ماند آن كه ذكر فرمودند: الاحياء منهم و الاموات و بعد از آن گفتند: و أبقهم (يا آن كه گفتند و أحيهم) في عزّنا و ملكنا و سلطاننا و دولتنا[٥].
و اين حكايت در شب چهارشنبه بيست و سيم ماه ذى قعده سال ششصد و سى و هشت هجرى بود.
و يا علامه مجلسى در بحار الانوار نقل مىكند:
سيد بن طاوس در سرداب مقدس سحرگاهان از حضرت صاحب الامر شنيد كه حضرتش چنين دعا مىكردند:
«خدايا همانا شيعيان ما از تابش انوار ما و باقى مانده طينت ما آفريده شدهاند و اينان با اتّكا به محبت و ولايت ما گناهان زيادى انجام مىدهند. پس اگر گناهان ايشان بين تو و بين ايشان است، پس از ايشان درگذر كه ما از آنها راضى شديم و اگر آن گناهان بين خودشان است، پس بين ايشان را اصلاح فرما و به خمس ما قصاص كن و ايشان را در بهشت وارد كن و از آتش دورشان فرما و بين ايشان و دشمنان ما در آتش غضب خودت جمع نكن.[٦]
[١] -سيد بن طاوس، كشف المهجة
[٢] -تفصيل اين سخن را در كتاب كشف الحق، اثر علامه حلى، كشف المهجة اثر سيد بن طاوس، زبدة التواريخ اثر حافظ ابرو، تاريخ شاه شجاع، اثر ابن هلال و مجالس المؤمنين اثر قاضى نور الله شوشترى مىتوان يافت.
[٣] -مقدمه كشف المحجّة، اثر عالم رجالى، شيخ محمّد رازى.
[٤] -مجلسى، بحار الانوار، ج ٥٣.
[٥] -يعنى: و زندگان ايشان را باقى گذار يا آن كه مردگان ايشان را در زمان غلبه و پادشاهى و ايام سلطنت و دولت ما زنده گردان.
[٦] -بحار الانوار، ج ٥٣/ ٣٠٢.