ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٨٦ - دعاى سلمان فارسى عليه الرحمة
بتحقيق كه برطرف مىشوند جماعت اهل و عيال از من و يقين دارند به جدائى از من اميد ندارند ديدن مرا تا به آخر زمانه نيست كسى از ايشان كه مونس و همراز باشد مرا در تنهائى من و بر نمىدارد بار گناهى از گناهان مرا و همه مردمان به تحقيق كه غافلند از من و واگذاردهاند مرا تنها در قبر من منم صاحب نفسى كه نمىبيند مرا كسى از مردمان كه چه كرده مىشود با من[١] پس اگر باشى تو اى پروردگار من خشنود از من پس خوشا حال من پس باز خوشا حال من و اگر باشى تو نحوى ديگر پس واى بر افسوس من و واى بر پشيمانى من بر آنچه تقصير كردهام من در نزد پروردگار خود و چگونه بياد آورم اين مردن و تقصير خود را پس اشك نريزد براى آن چشم من و نترسد از جهت ياد آمدن آن دل من و نلرزد از براى آن رگهاى گردن و شانه من و باز نمىدارم من بر سنگينى اين امر نفس خود را و كوتاهى نمىكنم بر هوسهاى خود و خواهشهاى خود منم فريب خورده شده در دار فريب دهنده به تحقيق كه مىترسم آنكه نباشد اين اعتقاد درست[٢] از من پس شكوه مىكنم من بسوى تو اى پروردگار من از سختى دل من و از كوتاهى كردن من و كاهلى من در فرمانبردارى و از كمى شكرگزارى پروردگار خود اى پروردگار من گردانيدهاى تو براى من عضوها را از براى تمام شدن نعمتهاى از جانب تو كه سزاوار است به من از براى تو شكرگزارى بر اعضاى خود[٣] و بر عضوهاى خود[٤] و پيوندهاى خود به آن شكرى كه سزاوار است براى تو بر اين نعمتها از عبادت كردن با فروتنى نفس من و چشم من و همه عضوهاى من پس به اين عضوها نافرمانى كردم ترا اى پروردگار من و نبود اين كار من جزاى تو و نه شكرگزارى نعمت تو از جانب من و به تحقيق كه مىترسم من آنكه باشم به تحقيق كه بهلاكت انداخته باشم نفس خود را و هلاك كرده باشم آن را به گناه خود پس لازم كرده باشم بر خود عقوبت از جانب ترا نيست غير تو كسى كه جاى دهد مرا و نه آنكه قدرت داشته باشد كه پناه دهد مرا و نه آنكه از عقوبت تو نجات دهد مرا و نه آنكه بيامرزد گناهى از گناهان مرا و همه مردمان به تحقيق كه گرفتارند به نفس خود باز ايستادند از من ظاهر كردم به تو بدى كارهاى خود را و مرتكب شدم من گناهان را و تو مىبينى مرا[٥] در پنهانى من از گناهان و در آشكار من و ظاهر كردهام من براى تو آنچه را كه پنهان نمودهام آن را از
[١] -يعنى احدى نمىداند با من چه مىكنند و بر سر من چه خواهد آمد.
[٢] -يعنى مىترسم از آنكه مبادا اعتقاد من درست نباشد و خللى در ايمان من بهم رسيده باشد.
[٣] -مراد از جوارح اعضاى اندرونى هستند مثل دل و جگر و مانند آنها.
[٤] -مراد از اعضا عضوهاى بيرونى مثل دست و پا و امثال آنها است.
[٥] -يعنى تو مرا وقتى مىبينى كه گناهان را در پنهان مىكنم و در وقتى كه آن را در آشكار مىكنم. و اللَّه يعلم