ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٧٨ - دعاى خضر و الياس
دعاى يوشع ٧
و از آن جمله دعاء يوشع بن نون وصىّ موسى ٨ است.
ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه: من به سندهاى خود تا به سعد بن عبد اللَّه روايت كرده شدم و او در كتاب فضل الدّعاء به سندهاى خود نقل نموده تا به حضرت امام رضا ٧ كه فرمودند: آنكه شخصى صحيفهاى را يافت. پس آن را به خدمت رسول خدا ٦ آورد و آن حضرت امر فرمودند كه منادى به حضور نماز جماعت ندا مىكند. پس تخلف نورزيد احدى از مردان و زنان و همگى به مسجد آمده به نماز حاضر شدند و بعد از فراغ نماز آن حضرت به منبر بالا رفتند و آن صحيفه را خواندند و فرمودند كه اين نوشته يوشع بن نون وصىّ موسى ٨ است و در اين صحيفه نوشته است بدرستى كه: پروردگار شما مهربان و رحمكننده است. آگاه باشيد بدرستى كه بهترين بندگان كسى است كه پرهيزگار و پنهان و گوشهگير باشد و بدترين خلق خدا شخصى است كه مشهور و مشار اليه به انگشت باشد. پس كسى كه دوست مىدارد آنكه اعمال او به كليه تمام و كمال كيل كرده شود و آنكه حقوق خدا را به جاى آورد كه به او نعمت داده است! پس بايد كه در هر روز اين دعا را بخواند و دعا اين است:
تسبيح مىكنم تسبيح كردنى خدا را همچنان كه سزاوار است براى خدا و ستايش مىكنم خدا را همچنان كه سزاوار است براى خدا و نيست[١] خدائى مگر خدا همچنان كه سزاوار است براى خدا و نيست قدرتى و نه توانائى مگر بخدا و رحمت فرستد خدا بر محمّد و بر اهل خانه او كه پيغمبر امّى است[٢] و بر همه فرستادگان و پيغمبران تا آنكه راضى شود خدا.
پس آنگاه آن حضرت از منبر فرود آمدند. مردمان در خواستن اين دعا الحاح بسيار نمودند. پس آن حضرت ساعتى بسيار صبر نموده باز به منبر بالا رفتند و فرمودند كه: هر كس دوست دارد كه ستايش او بلندتر باشد از ستايش جهادكنندگان در راه خدا پس بايد كه اين دعا را در هر شبانه روز بخواند و اگر او را حاجتى باشد آن حاجت به بركت اين دعا برآورده مىشود و اگر دشمنى داشته باشد آن دشمنى هلاك مىگردد و اگر او را قرضى باشد يا اندوهى باشد آن قرض ادا مىشود و آن اندوه برطرف مىگردد و اين دعا از همه آسمانها مىگذرد تا آنكه در لوح محفوظ نوشته شود.
دعاى خضر و الياس ٨
١- و از آن جمله دعاء خضر و الياس ٨ است. مروى است آنكه خضر و الياس ٨ در هر موسم حج
[١] -يعنى و مىگويم من كلمه لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ را و اقرار و اعتراف به مضمون و مفاد آن دارم همچنان كه سزاوار است خداى تعالى كه بندگان به يگانگى او اقرار و اعتراف نمايند و اظهار نمايند آن را به گفتن اين كلمه. و اللَّه يعلم
[٢] -آن حضرت را امّى از جهت آن گويند كه علوم ايشان از جانب خداى تعالى فايض گشته و چنان كه از مادر خود متولّد گشته بودهاند بدون آنكه از شخصى چيزى ياد گيرند و درسى خوانند و به مكتب روند بلكه مؤيد از جانب خدا بودهاند. و اللَّه يعلم