ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٥٦ - ١ - حجاب حضرت رسول
و مالدارى و بر بيماران مردان مؤمن و زنان مؤمنه به شفا دادن و تندرستى و بر زندههاى مردان مؤمن و زنان مؤمنه به مهربانى و بخشش و بر مردههاى مردان مؤمن و زنان مؤمنه به آمرزش و رحمت و بر غريبهاى مردان مؤمن و زنان مؤمنه به برگردانيدن ايشان بسوى شهرهاى خود در حالى كه باشند به سلامت و نفع برنده بحقّ محمّد و آل او همگى.
٤- ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه: من در سرّ من رأى بودم. پس در وقت سحر دعاى حضرت صاحب الامر ٧ را شنيدم پس به ياد من باقى ماند از دعائى كه آن را خواندند آنكه ذكر فرمودند: الاحياء منهم و الاموات[١]. و بعد از آن گفتند: و أبقهم يا آنكه گفتند و أحيهم في عزّنا و ملكنا و سلطاننا و دولتنا. و اين حكايت در شب چهارشنبه بيست و سيم شهر ذى قعدة سنه ششصد و سى و هشت هجرى بود.
ادعيه حجاب
ذكر آنچه از حجابها مروى از حضرت پيغمبر و حضرات ائمّه اثنى عشر صلوات اللَّه عليهم اجمعين انتخاب نمودهايم كه به بركت آن دعاها احتجاب نمودهاند از كسى كه اراده داشته است آنكه به ايشان بدى نمايد.
١- حجاب حضرت رسول ٦
و گردانيديم ما بر دلهاى ايشان پوششها از جهت آنكه مبادا بفهمند قرآن را و گردانيديم ما در گوشهاى ايشان گرانى را و هر گاه ياد كنى تو پروردگار خود را در قرآن كه يگانه است او باز گردند كافران بر پشتهاى خود در حالى كه گريزندهاند،[٢] خداوندا بحقّ آنچه پوشيدهاند پردهها از بزرگى تو و صفات تو به آنچه فرا گرفته است او را عرش از صفتها كمال تو و به محلهائى كه بسته شده است[٣] عزّت تو از عرش تو و به آنچه فرو گرفته است او را توانائى تو از مملكتهاى پادشاهى تو اى كسى كه نيست برگردانندهاى براى امر تو و نه پس افكندهاى براى فرمان تو، بزن و قرار ده ميان من و ميان دشمنان من پرده حجاب خود را كه پاره نمىكند آن را بادهاى بسيار تند از بادها و نمىبرد او را برندههاى از شمشيرها و فرو نمىرود به او سنانهاى نيزهها حايل و مانع شو اى آنكه سخت است قهر و غضب تو
[١] -يعنى و باقى گذار زندگان را يا آنكه زنده گردان مردگان را در زمان غلبه و پادشاهى و ايّام سلطنت و دولت ما.
[٢] -حاصل معنى آنكه هر گاه در قرآن ياد نمائى كه خدا يكى است و شريكى ندارد پس كفار را اين سخن ناخوش خواهد آمد و از تو بازمىگردند و نفرت خواهند نمود كه چرا خدايان ايشان را با خداى خود ياد ننمودى. و اللَّه يعلم
[٣] -يا آنكه به صفتهائى كه عرش سزاوار است به سبب آنها عزّت ترا.