ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٩ - ل دعاهاى حضرت امام حسن عسكرى
حديث نمود به ما سعيد [سعد خ. ل.] بن عبد اللَّه از احمد بن حسين از عمر بن يزيد [عمر بن زيد خ. ل.] و او گفته[١] كه خبر داد به ما ابو هيثم بن سبّابه آنكه چون او به آن حضرت نوشت در هنگامى كه معتزّ به بردن سعيد حاجب آن حضرت را امر نموده بود و آنكه به آن حضرت حادث سازد آنچه را كه در آخر مردمان به خودش در قصر پسر هبيره حادث ساختند، (يعنى آنكه او را هلاك نمايد):
اين را كه فداى شما گردانيده شوم به تحقيق كه به ما خبرى رسيده است كه ما را غمگين كرده است.
پس آن حضرت در جواب نوشتند كه:
بعد از سه روز ديگر به شما شادى مىرسد.
پس معتز در روز سيّوم هلاك شد. ابن طاوس گويد تا به حال بر دعائى مطّلع نشدم كه آن حضرت آن را خواندند.
٤- و امّا متعرّض شدن مهتدى خليفه بنى عباس با مولاى ما حضرت امام حسن عسكرى صلوات اللَّه عليه.
از جماعتى روايت شده است از آن جمله علىّ بن محمّد صيمرى نقل نموده است در كتاب خود كه سابقا اشاره به آن شده آنكه سعد روايت نموده از ابى هاشم كه گفت: من با حضرت امام حسن عسكرى ٧ در حبس مهتدى محبوس بودم. پس آن حضرت به من فرمودند كه: اين طاغى امشب اراده دارد كه با خداى عزّ و جلّ در اين شب سركشى نمايد و به تحقيق كه خداى تعالى عمر او را قطع نموده است و آن را براى كسى كه خليفه شود به جاى او گردانيده است و بعد از آن فرمودند كه براى من فرزندى نيست و ليكن زود باشد كه خداى تعالى لطف كند و مرا فرزندى روزى نمايد. پس چون صبح شد جماعت تركان بر مهتدى خليفه هجوم نمودند و همگى مردمان نيز اعانت ايشان نمودند از جهت آنكه معلوم ايشان شده بود كه او معتزلى و قدرى بد مذهب بوده است. پس او را كشتند و معتمد را به جاى او خليفه نمودند و با او بيعت كردند و چون مهتدى در خاطر داشت كه آن حضرت را بقتل رساند. پس خداى تعالى او را به نفس خود مشغول نمود تا آنكه كشته شد و به عذاب أليم خداى تعالى گرفتار آمد.
٥- صيمرى در كتاب خود كه مذكور شد و جماعتى ديگر غير از آن حديثى را در خبر دادن مولاى ما حضرت امام حسن عسكرى صلوات اللَّه و سلامه عليه به كشته شدن مهتدى خليفه بنى عبّاس پيش از آنكه او كشته شود. حديثى نقل كرده است كه عبارت آن اين است: محمّد بن حسن بن شمون از شخصى روايت نموده كه به او نقل نموده آنكه من به حضرت امام حسن عسكرى ٧ نوشتم در وقتى كه آن حضرت را مهتدى خليفه حبس نموده بود، آنكه اى سيّد من حمد از براى خداست كه مهتدى را به خودش گرفتار كرده است. پس بدرستى كه به من خبر رسيده است آنكه شيعيان شما را تهديد نموده است و مىگويد كه بخدا سوگند كه هر آينه همگى را از روى زمين جلاى وطن مىفرمايم. پس آن حضرت در جواب به خطّ مبارك خود نوشتند كه عمر او از اين ارادهاى كه دارد كوتاهتر است. از اين روز كه در آنى پنج روز حساب كن پس بدرستى كه خليفه در روز ششم در كمال خفّت و خوارى كشته مىشود. راوى گويد كه پس چنان شد كه آن حضرت فرمودند. ابن طاوس گويد كه اگر شخصى گويد كه در اين احاديث مذكور نشد كه آن حضرت جهت دفع خلفا دعائى خوانده باشند. جواب مىدهيم كه قرينه مقام و شاهد حال شهادت مىدهد كه آن حضرت اقدام بر دعا خواندن و تضرع نمودن كردهاند.
[١] -مخفى نماند كه اين حكايت در فصل سابق مذكور شده و به المستعين خليفه نسبت داده شده و در اين فصل به معتز اسناد داده شده پس ممكن است كه اين حكايت از هر دو خليفه سر زده باشد و ممكن است كه بنا بر اختلاف روايات باشد كه در بعضى از روايات مستند به المستعين باشد و در بعضى از روايات نسبت به معتز داده شد باشد لهذا ابن طاوس هر يك از دو روايت را در دو فصل نقل نموده. و اللَّه يعلم بحقايق الامور