ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٦ - ك دعاهاى حضرت امام ابو الحسن على نقى
پس بدرستى كه من سؤال نمودهام از خداى سبحانه و تعالى آنكه نااميد نكند كسى را كه اين دعا را بخواند.
٣- و از آن جمله دعائى است از براى مولاى ما حضرت امام على نقى ٧.
خبر داد به ما محمد بن جعفر بن هشام اصبغى و او نقل نموده از يسع بن حمزه قمى كه عمرو بن مسعده وزير معتصم خليفه بر سر من ريخت و مرا مقيد نمود تا آنكه من مىترسيدم كه مبادا خون مرا بريزد و اولاد و عيال مرا پريشان نمايد. پس عريضهاى به خدمت مولاى خود ابى الحسن امام على نقى ٧ نوشتم و به سوى ايشان شكوه نمودم از آنچه بر من وارد شده بود. پس آن حضرت در جواب نوشتند كه تو مترس و ترا هيچ باك نيست و تو اين دعا را بخوان كه خداى تعالى ترا بزودى از آنچه در آن افتادهاى نجات مىدهد و براى تو خلاصى را مىگرداند. پس بدرستى كه آل محمّد عليهم السّلام اين دعا را مىخوانند هر گاه ايشان را بلائى روى نمايد و با ايشان دشمنى دشمنى نمايد و در وقتى كه از درويشى و دلتنگى بترسند. يسع بن حمزه گفته كه: پس من اين دعائى را كه آن حضرت آن را نوشته بودند در اوّل روز خواندم، پس قسم بخدا كه هنوز قدرى از روز نرفته بود كه فرستاده عمرو بن مسعده وزير آمد و گفت كه وزير ترا مىطلبد. پس برخاستم و بنزد او رفتم. پس چون مرا ديد تبسمى نموده فرمود كه زنجير مرا برداشتند و خلعتى از جامههاى فاخر خود به من پوشانيد و بوى خوش بر من ماليد و مرا نزديك خود طلبيد و با من تكلّم نموده عذرخواهى بسيار نمود و آنچه از اموال و اسباب مرا كه برده بودند همگى را به من باز پس داد و مرا مهربانى بسيار نموده به همان شهرى كه حكومت داشتم فرستاد و دهات و مواضعى چند كه در نزديك آن بود آنها را نيز علاوه آن نموده، حكومت همه آنها را به من تفويض نمود و دعا اين است:
اى آن كسى كه گشوده مىشود به بركت نامهاى او گرههاى ناخوشىها و اى آنكه كند مىشود به سبب ياد نمودن او تندى سختيها و اى آن كسى كه خوانده مىشود او به نامهاى بزرگ او در وقت تنگى بيرون شدن به سوى موضع گشادگى رام شده است، براى قدرت تو[١] سركشندهها و سبب گرديدهاند [پيشى گرفته است] به شفقت تو[٢] سببها و روان شده است به سبب فرمانبردارى تو حكم و جارى شده است بر ذكر تو چيزها پس همه چيزها[٣] به حسب خواست تو نزد گفتن و امر كردن تو فرمان بردارند و بر وفق اراده تو نزد اعلام كردن تو [بازداشتن تو] ممنوعند و توئى اميد داشته شده از براى كارهاى بزرگ و سخت و توئى پناه در بلاهاى نازلشونده دفع نمىشود از بلاها مگر آنچه دفع كنى تو آن را و برطرف نمىشود از بلاها مگر آنچه برطرف كنى تو آن را و به تحقيق كه فرود آمده است به من از امر دشوار آنچه سنگينى نموده
[١] -يا آنكه آسان شده است براى قدرت تو كارهاى دشوار
[٢] -يعنى به سبب لطف تو همه سببها سبب شدند.
[٣] -و ممكن است كه معنى آن باشد كه همه چيزها به محض خواست تو بىگفتن تو فرمان بردارند و به مجرد اراده تو ترك آن را بىآنكه اعلام نمائى آنها را ممنوع و باز ايستادهاند و ليكن معنائى كه در اصل ترجمه شده ظاهرتر و به ظاهر آيه شريفه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ مناسبتر است، هر چند اين معنى كه در حاشيه مذكور شده دقيقتر و لطيفتر است چنانچه بر متأمّل مخفى نيست. و اللَّه يعلم