ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٩٧ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
٣- و از آن جمله دعائى است از براى مولاى ما حضرت امام رضا ٧ كه يافتيم آن را در كتاب اصل كه از مصنّفات يونس بن بكير است.
يونس گفته كه از مولاى خود حضرت امام رضا ٧ سؤال نمودم آنكه به من دعائى را تعليم نمايد كه آن را در سختيها بخوانم. پس آن حضرت به من فرمودند كه محافظت كن آنچه را كه آن را براى تو مىنويسم و آن را در هر سختى بخوان كه حاجت تو برآورده مىشود و آنچه را كه آن را آرزو نمائى، عطا كرده مىشوى. پس براى من اين دعا را نوشتند و دعا اين است[١]:
ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان خداوندا بدرستى كه گناهان من[٢] و بسيارى آنها به تحقيق كه كهنه كرده است روى مرا در نزد تو و مانع شده است مرا از قابليّت رحمت تو و دور نموده است مرا از استحقاق آمرزش تو و اگر نمىبود چسبيدن من به نعمتهاى تو و دست زدن من به دعا كردن و به آنچه وعده نمودهاى تو به امثال من از بسيار ستمكاران و به شبيههاى من [به مانندهاى من] از گناهكاران و آنچه وعيده نمودهاى تو نااميدان را [از رحمت خود] به گفته خود كه فرمودهاى:[٣] اى بندگان من آن چنانى كه ستم نمودهايد بر نفسهاى خود نااميد مشويد از رحمت خدا بدرستى كه خدا مىآمرزد گناهان را همه آنها را بدرستى كه خداى تعالى است بسيار آمرزنده مهربان و ترسانيدهاى تو نااميدان از رحمت خود را پس گفته تو و كيست كه نااميد گردد از رحمت پروردگار خود مگر جماعت گمراهان پس خواندهاى تو ما را به سبب شفقت و مهربانى خود به سوى خواندن تو پس فرمودهاى تو كه بخوانيد مرا اجابت مىكنم دعاى شما را بدرستى كه آن جماعتى كه تكبر و سركشى مىنمايند از بندگى و اطاعت من زود باشد كه داخل شوند در جهنم در حالى كه باشند خوارشدگان اى خداى من هر آينه به تحقيق كه[٤] مىبود نااميدى بر من مشتمل[٥] و مايوس بودن از رحمت تو بر من
[١] -اين دعا مشهور به دعاى اعتقاد است و سابقا به روايتى ديگر از حضرت امام موسى كاظم ٧ منقول شده و اندك تفاوتى در بعضى از فقرات دارند و بسيار جليل القدر است و خواندن اين دعا در هر صبح و شام مستحب است. و اللَّه يعلم
[٢] -اين فقره از قبيل« أعجبني زيد علمه» است يعنى عجب آورد مرا علم زيد حاصل آنكه بسيارى گناهان من روى مرا خوار و كهنه كرده است. و اللَّه يعلم
[٣]« بقولك» متعلق به« لما وعدت» است يعنى به آنچه تو جماعت مسرفان را وعده دادهاى به قول خود كه گفته تو اين است: اى بندگان من كه ستم نمودهايد بر نفسهاى خود نااميد مشويد از رحمت خدا تا به آخر آيه. و اللَّه يعلم
[٤] -لقد كان جواب و جزا از براى« لو لا تعلقى» است. حاصل معنى آنكه اگر چسبيدن من به نعمتهاى تو و دست زدن من به اميدوارى از جانب تو نمىبود و اين كه فرموده تو كه نااميد مشويد از رحمت خدا هر آينه به سبب گناهان عظيم من نااميد شدن و مايوس گشتن از رحمت تو شامل احوال من خواهد بود و اميد نجات از عذاب و توقع خلاصى از آن نخواستم داشت. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى هر آينه نااميدى مرا فرو مىگرفت.