ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٩ - ط دعاهاى حضرت امام على بن موسى الرضا
ايشان و او است شنواى بسيار دانا و مىبينى تو اى محمّد ايشان را كه نگاه مىكنند بسوى تو و حال آنكه ايشان نمىبينند ترا[١] به حسب حقيقت كرند و گنگاند و كورند پس ايشان برنمىگردند از اعتقادهاى باطل بحق طسم اين سوره آيتهاى قرآن روشن است.[٢] هر آينه نزديك است كه تو اى محمّد هلاككننده باشى[٣] نفس خود را از جهت آنكه چرا نيستند كافران گروندگان به قرآن اگر خواهيم ما فرو مىفرستيم بر ايشان از آسمان علامتى را تا بگردد به جبر و اكراه گردنهاى ايشان براى آن علامت فروتنىكننده.
و نامها اين است:
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا به حق آن چشمى كه بخواب نمىرود و به آن عزّت و غلبهاى كه زائل نمىشود[٤] و به آن پادشاهى كه ستم رسيده نمىگردد و به آن روشنى كه خاموش نمىشود و به آن ذات دائمى كه كهنه نمىشود و به آن زندگى كه نمىميرد و به آن بىنيازى كه مغلوب نمىگردد و به آن هميشهاى كه برطرف نمىشود و به آن نامى كه برگردانيده نمىشود[٥] و به آن پروردگارى كه ذليل و خوار نمىشود آنكه رحمت فرستى تو بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه بعمل آورى به من فلان كار و فلان كار را.
پس حاجت خود را بگو كه ان شاء الله تعالى برآورده مىشود.
٢- و از آن جمله عوذهاى براى علىّ بن موسى الرّضا عليه التحيّة و الثنا است كه حضرت به آن پناه جستند در وقتى كه در خانهاى انداخته شدند كه در آن خانه جانوران درنده بسته شده بود.
فضل بن ربيع روايت كرده كه روزى هارون الرّشيد صبح شراب خورده و مست گشته بود پس دربان خود را طلبيده و به او گفت كه به نزد علىّ بن موسى علوى برو و او را از زندان بيرون و او را در بركه سباع پيش شيران و جانوران درّنده بينداز. پس من شروع به التماس و ملايمت نمودم كه او را فرو نشانم. پس غضب او سختتر و زيادهتر گرديد تا آنكه به من امر كرد و گفت قسم بخدا كه اگر او را به پيش شيران نمىاندازى هر آينه من ترا به عوض آن مىاندازم! راوى گويد كه پس من به نزد حضرت علىّ بن موسى الرّضا ٧ رفتم و چون داخل شدم گفتم كه امير المؤمنين به من چنين و چنين فرموده است. آن
[١] -يعنى حقيقت و مرتبه ترا نمىشناسند و به پيغمبرى تو اقرار ندارند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى اعجاز ظاهر است و يا آنكه حلال و حرام او ظاهر است يا آنكه بيانكننده حق و باطل است. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى آن قدر در ايمان كافران حرص دارى كه نزديك است كه نفس خود را هلاك نمائى كه چرا ايشان ايمان نمىآورند. و اللَّه يعلم
[٤] -يا آنكه رسيدن به آن مرتبه را كسى قصد و اراده نمىكند زيرا كه آن مرتبه براى كسى ميسّر نمىشود. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى دعا و مسألت كسى برگردانيده نمىشود كه به آن نام متوسل شود. و اللَّه يعلم