ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٦ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
منتهاى[١] خواهش خواهشكنندگان و تويى منتهاى پناه جستن پناه برندگان خداوندا پس من پناه مىبرم به تو از شدّت غضب تو و بدى خشم تو و از عذاب تو و از عقوبت تو و از بدى نفس خودم و از شرّ هر صاحب شرّى و طلب آمرزش مىكنم ترا از همه گناهان من و سؤال مىكنم از تو نفع بردن خود را در آنچه باقى است از زندگانى من به سبب سلامتى دايمى هر آنچه باقى گذاردهاى مرا و سؤال مىكنم از تو رسيدن به بهشت را و مىطلبم از تو رحمت را هر گاه كه بميرانى مرا پس بدرستى كه تو بر اين رحمت دانا و بر آن توانايى خداوندا بدرستى كه من شكوه مىآورم به سوى تو از هر مطلبى كه زنهار ندهد مرا از آنها كسى مگر تو اى كسى كه اوست تهيه من در هر امر دشوار و آسانى اى كسى كه اوست نيكو نعمتهاى او در نزد من و قديم است[٢] تجاوز او از گناهان من بدرستى كه من اميد ندارم از غير تو و نمىخوانم غير ترا هر گاه بر نياورى تو حاجت مرا خداوندا پس محروم مكن مرا[٣] از جهت كمى شكرگزارى من و نااميد مگردان مرا از جهت بسيارى گناهان پس بدرستى كه توئى سزاوار به پرهيزكارى[٤] از عقوبت كردن و توئى سزاوار به آمرزيدن خداوندا[٥] منم كسى كه به تحقيق شناختهاى تو كه بد بندهام من و نيكوترين آقايانى [آقائى] تو پس اى ترسيده شده[٦] از عقوبت او و اى كسى كه خوف نمودهاند مردمان از قهر او اى شناختهشده به احسان بدرستى كه من مىترسم از هيچ چيز تو مگر از عدالت تو[٧] و اميد ندارم من زيادتى احسان و درگذشتن از گناهان را مگر از نزد تو و من بنده توام و نيست بندهاى براى تو كه سزاوارتر باشد به مستوجب بودن همه عقوبت به سبب گناهان خودش از من و ليكن من چنانم، فراخ و شامل است مرا تجاوز تو و بردبارى تو پس مهلت دادهاى تو مرا تا به روز قيامت پس كاشكى مىدانستم من اى خداوند من كه آيا از جهت آنكه زياد گردانم من گناه خود را مهلت دادهاى تو مرا يا از جهت آنكه كامل و تمام شود براى من اميد من از تو و ثابت و
[١] -يعنى هر چند به حسب ظاهر كسى از شخصى طلب چيزى نمايد كه در آخر به تو منتهى مىشود طلب سئوالكنندگان يا آنكه رضامندى و خشنودى تو آخر و بالاترين همه مطلبها و خواهشها است. و اللَّه يعلم
[٢] -يا آنكه اى كسى كه تجاوز او از گناهان قديم من است چنانچه اعراب شده.
[٣] -يعنى از نعمتهاى خود در دنيا و آخرت.
[٤] -يا آنكه سزاوارى كه مردمان از نافرمانى و عقوبت تو پرهيز كنند. و اللَّه يعلم
[٥] -مترجم گويد كه در يك نسخه اين عبارت را چنين يافت و ليكن چون به حسب معنى اندكى بهتر مىداند اين را نسخه بدل نمود. و اللَّه يعلم« إلهي أنا قد عرفت أنّى بئس العبد أنا»« خداوندا من به تحقيق كه شناختهام آنكه من بد بندهاى هستم من».
[٦] -يعنى اى آن كسى كه مردمان از عقوبت او مىترسند.
[٧] -يعنى مىترسم از آنكه مبادا با من به عدالت سلوك نمائى نه به تفضل و ترحم و به لطف خود. و اللَّه يعلم