ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٢ - ٨ - حرزهاى حضرت امام زين العابدين
همه چيزهائى در كمال قدرت [توانائى- بسيار توانائى] و چيزى كه خواهى تو آن را از هر چيز مىشود، پس رحمت بفرست بر محمّد و بر آل او و كشف نماى از من غم را و كفايت نماى مرا از چيزى كه قصد نمايد مرا، بدرستى كه تو بسيار بر آن قادرى، اى بخشنده، اى عطاكننده. خداوندا به تو طلب فتح مىنمايم و از تو طلب رستگارى مىنمايم و به محمّد كه بنده تو و فرستاده تو است كه بر او باد سلام و درود، به سوى تو روى مىآورم. خداوندا آسان گردان از براى من سختى امر مرا و هموار گردان از براى من دشوارى امر مرا و ببخش به من از خوبى بيشتر از قدرى كه اميد دارم، و صرف نماى از من شرّ بيشتر از آنچه مىترسم و دورى مىنمايم از آن و از چيزى كه حذر نمىكنم از آن و نيست قدرتى و نه توانائى مگر به خدا كه بلند و بزرگ است و رحمت خدا باد بر محمّد و بر آل او و كافى است ما را خدا و نيكو وكيلى است خدا، نيكو صاحبى است خدا، و نيكو يارى دهنده است خدا.
ب: حرزى ديگر از براى حضرت امام زين العابدين ٧ بايد كه در هر صبح و شام خوانده شود: ابتدا مىكنم به نام خداى بخشنده مهربان به نام خدا و به ذات خدا محكم بستم [روى گردانيم] دهنهاى جن و انسان را و شيطانها را و سحركنندگان را و ابليسها را از جن و انس و پادشاهان و كسى كه پناه برد به ايشان به خدا كه غالب و عزيزتر است و به خدا كه بزرگ و بزرگتر است[١] و به نام خدا كه هويدا و پنهان است و مستور و سپرده شده در خزينه است آنچنان اسمى كه بپاى داشته خدا[٢] به بركت آن آسمانها و زمين را پس مستولى و مسلّط شده بر عرش، به نام خدا كه بخشنده و مهربان است و واجب شود گفتار عذاب بر ايشان به سبب آن كه ستم نمودند پس ايشان سخن نگويند، چه چيز است شما را كه سخن نمىگوئيد، گفت كه دور شويد و خوار باشيد در جهنم
[١] -يعنى بزرگتر است از آن كه به وصف درآيد و سابقا نيز اشاره به اين نموده.
[٢] -يعنى هويدا و ظاهر است آيات و علامات و دلايل ظاهره و براهين باهرهاى كه بر وجود واجب الوجود و بر وحدانيّت و يگانگى او دلالت مىكنند و بر آن كه اوست پروردگار همه عالم، چنانچه از هر موجودى از آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست استدلال بر اثبات واجب الوجود و بر توحيد مىتوان نمودن؛ و محتمل است كه مراد از ظاهر عالى باشد، يعنى مرتبه خدا بلندتر است از همه چيزها؛ يا آن كه مراد غالب باشد يعنى خداى تعالى غلبهكننده بر همه اشياء است و مراد از باطن كه خداى تعالى پنهان است از نظرها، يعنى در دنيا و عقبى او را نمىتوان ديد و رؤيت او محال است؛ يا آن كه كنه ذات او و حقيقت آن را نمىتوان شناخت، و تصوّر و تعريف آن محال است؛ يا آن كه مراد آن است كه خداى تعالى عالم و مطّلع است بر امور پنهانه در دلها و هر چيزى كه به خاطر شخصى خطور كند و پنهان نمايد از غير و همچنين مطّلع است بر عيبهاى باطنى و نهانى هر شخص. و اللَّه يعلم