ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣١ - ٨ - حرزهاى حضرت امام زين العابدين
نمىشود چيزى كه نزد توست مگر به سبب تو سؤال مىكنم ترا كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد [و بر آل او] و آن كه كفايت نمائى مرا از شرّ چيزى كه مىترسم از آن و از چيزى كه نمىرسد آن را ترس من، بدرستى كه تو بر هر چيزى قادرى و آن چيز بر تو آسان است، جبرئيل از جانب راست من است و ميكائيل از جانب چپ و اسرافيل از پيش روى من است و نيست قدرتى و نه توانائى مگر به خواست خدا كه بلند و عظيم است. خداوندا اى بيرون آورنده فرزند از شكم مادر و اى پروردگار جفت[١] و طاق هموار و آسان گردان از براى من چيزى را كه اراده نمايم از دنياى من و آخرت من و كفايت كن مرا از شرّ چيزى كه قصد نمايد مرا، بدرستى كه تو بر هر چيزى قادرى خداوندا بدرستى كه من بنده توام و پسر بنده توام و پسر كنيز توام پيشانى من به دست تو است جارى است در من امر تو، عدل است بر من حكم تو، سؤال مىكنم ترا به هر نامى كه ناميدهاى تو به آن اسم نفس خود را و نازل گردانيدهاى تو او را در قرآن تو [كتابهاى تو] يا تعليم نمودهاى آن اسم را به شخصى از مخلوقات تو يا برگزيدهاى تو او را در علم پنهان در نزد تو آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آن كه بگردانى قرآن را فصل بهار[٢] از براى دل من و روشنى چشم من[٣] و بگردان قرآن را سبب شفاى سينه من و برطرف شدن اندوه من و رفتن غم من و بگردان آن را سبب اداى قرض من، نيست خدائى مگر تو، منزّهى تو از نقايص بدرستى كه هستم من از جمله ظلمكنندگان بر خود اى آن كه زندهاى در وقتى كه نيست هيچ زندهاى زنده، اى زندهكننده مردهها و اى ايستاده و مطّلع بر هر نفسى به چيزى كه كسب نموده آن را، اى زنده نيست خدايى مگر تو به شفقت تو فرو گرفته است هر چيزى را، طلب امداد مىنمايم پس امداد نماى مرا [طلب فريادرس مىنمايم پس به فريادم برس] و جمع نماى از براى من خوبى دنيا و آخرت را و دور گردان از من شرّ دنيا و آخرت را به حق بخشش تو و فراخى عطيّه تو. خداوندا بدرستى كه تو مالك
[١] -ممكن است كه مراد از شفع حيواناتى باشد كه در تولّد و تناسل احتياج به جفتى دارد، مثل انسان و غير آن و مراد از وتر حيواناتى باشد كه در تولّد احتياج به جفتى ندارد.
مثل عقرب و مانند آن. و محتمل است كه مراد از وتر آدم باشد و از شفع حوّا، يا آن كه مراد عيسى باشد و ساير مردم، يا آن كه مراد از وتر روز عرفه باشد كه نهم است و از شفع روز عيد اضحى باشد كه دهم است چه هر دو، روز عبادت و بجاى آوردن مناسك حجّاند و متّصلند به يك ديگر. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى چنانچه در فصل بهار، قلب كمال سرور و خوشحالى دارد و طبع شگفتگى و خواهش به او دارد، قرآن را نيز بگردان از براى من كه كمال خواهش در تلاوت نمايم و شگفتگى طبع از براى من باشد، نه آن كه از تلاوت آن منضجر و ملول گردم و مكدّر شوم تا آن كه بدين سبب ترك تلاوت آن نمايم. و اللَّه يعلم
[٣] -مراد از گردانيدن قرآن را سبب روشنى چشم و شفاى سينه آن است كه قرآن را بگردان كه نظر تأمّل و تفكّر در آيات آن نمايم و اعتقاد به مضامين آن كنم و تدبّر در معانى آن نمايم تا نظر و بصيرتم روشن گردد و سينهام از مرض جهل و عصيان شفا يابد، و ممكن است كه مراد گردانيدن قرآن باشد سبب از براى زيادتى نور چشم و شفاى سينه حقيقيّة.
و اللَّه يعلم