ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٠٧ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
دورى از محمّد نموده كه ببيند اگر چنانچه محمّد ظفر يابد پس با او خويش است و اگر چنانچه محمّد مغلوب شود، پس گويد كه مرا كارى نبود و محافظت نفس خود نمودم و از مدينه بيرون رفتم. بخدا قسم كه هر آينه من آن حضرت را مىكشم. پس آن گاه متوجّه به ابراهيم بن جبله شده، گفت: اى ابن جبله برخيز و به نزد آن حضرت برو و جامه او را بگردن او بينداز و او را به روى زمين بكش تا آنكه او را به نزد من بياورى. ابراهيم گويد كه: پس من بيرون رفتم تا آنكه به منزل آن حضرت رسيدم.
ايشان را نديدم پس به مسجد ابو ذر آمدم. آن حضرت را در درِ مسجد ديدم. پس مرا شرم آمد كه بجاى آورم آنچه را كه منصور امر نموده بود. پس سر آستين آن حضرت را گرفتم و گفتم امير المؤمنين منصور ترا مىطلبد. پس آن حضرت فرمودند كه: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، مرا مهلت ده تا دو ركعت نمازگذارم، پس بعد از فارغ شدن از نماز گريستند گريه بسيارى و من در پى سر آن حضرت بودم و بعد از آن اين دعا را خواندند و دعا اين است:
خداوندا توئى معتمد من در هر اندوهى و اميد من[١] در هر سختى و توئى براى من در هر امرى كه وارد شده است بر من اعتماد كرده شده و تهيه، بس بسا از اندوهى كه ناتوان گردد از آن دل من و كم باشد در آن چاره من و خوار و بىيار باشد در آن نزديك من[٢] و شماتت كند به آن دشمن من و عاجز كند مرا در آن اندوه امرها كه عرض كردم آن اندوه را به تو[٣] و شكوه نمودم از آن بسوى تو در حالى كه خواهشكننده بودم در آن بسوى تو اجتنابكننده بودم از غير تو پس گشودى تو آن اندوه را و برطرف كردى تو آن را و كفايت نمودى تو آن اندوه را و نگاهداشتى مرا از آن پس تويى صاحب هر نعمتى و صاحب هر نيكوئى و منتهاى[٤] هر مطلبى پس از براى توست ستايش بسيار و براى توست منّت به بخشش بىشمار.
ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه من زيادتى در اين دعا يافتم كه منقول است از حضرت امام رضا ٧ و زيادتى اين است:
به سبب نعمت تو تمام مىشود عملهاى نيكو، اى شناختهشده به احسان، اى كسى كه او به نيكوئى و احسان تعريف كرده شده است، برسان به من از احسان خود احسانى را كه بىنياز گردانى مرا به بركت آن از احسان كسى كه باشد غير تو به رحمت خود اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
[١] -رجا به معنى اميد است و بودن خداى تعالى اميد بندگان از باب مبالغه است يعنى آن قدر اميد داشته شده است كه گويا عين اميد است.
[٢] -يعنى نزديك و خويش و يارىكننده و دوست من. و اللَّه يعلم
[٣]« أنزلته» متعلق است به« فكم من كرب».
[٤] -يعنى به تو منتهى مىشود همه مطلبها زيرا كه هر گاه شخصى از ديگرى حاجتى خواهد پس او نيز از ديگرى مىخواهد تا آنكه منتهى مىشود به جناب اقدس الهى كه او بر مىآورد همه مطلبها را و از كسى سؤال نمىكند پس او است منتهاى همه حاجتها. و اللَّه يعلم