ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٠٠ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
سؤالكننده توام خواباننده شترم[١] به فضاى دور خانه تو[٢] كوبندهام در اميد ترا و توئى مونس انسگيرندگان براى دوستان خود و توئى اولى به كارگذارى تكيهكننده بر تو و توئى أحقّ به يارى كردن اعتمادكننده به تو و توئى سزاوارتر به رعايت كردن بريدهشده از مخلوقات و متوسل گرديده بسوى تو راز پنهان من براى تو ظاهر است و من بسوى تو داد آورنده مظلومم و من ناتوانم و تو توانائى و من كوچك و تو بزرگى و من سستم و تو با قوّتى و من درويشم و تو توانگرى هر گاه كه به وحشت اندازد مرا[٣] غريبى انس مىدهد مرا يادآورى تو و اگر ريخته شود بر من سختىها و بلاها پناه مىآورم به تو و هر گاه داخل در يك ديگر شوند بر من سختىها[٤] اميدوارم ترا و كجا[٥] برده مىشوم من از تو و حال آنكه تو نزديكترى به من از رگ گردن من و نگاهدارندهترى از قبيله و خويشان من و دريابندهترى مرا در جاى من[٦] و درستترى در تعقّل كردهشده من و مهارهاى امرهاى همه آنها به دست توست صادر شدند آنها از حكم تو فروتنىكنندهاند به زارى كردن از براى قدرت تو فقيرند بسوى عفو تو صاحب احتياجند بسوى نزديك از رحمت تو و به تحقيق كه رسيده است به من درويشى و رسيده است به من بدى حال و فرو گرفته است مرا شدّت احتياج و پوشانيده است مرا حاجت مرا[٧] و نشان كرده شدهام من به خوارى و غالب شده است بر من درويشى و سزاوار است بر من عذاب و فراگرفته است مرا گناه و اين[٨] وقتى است كه وعده نمودهاى براى دوستان خود در آن وقت برآوردن حاجت را پس برطرف كن آنچه را كه در من است به دست راست شفا دهنده خود و نگاه كن بسوى من به چشم رحمكننده خود و داخل گردان مرا در رحمت وسيع و فراخ خود و روى كن بر من به روى خود كه صاحب بزرگى و بخشش است پس بدرستى كه هر گاه روى آورى تو بر اسير و گرفتارى رها مىكنى تو او را و بر گمراهى راهنمائى مىكنى او را و بر حيرانى
[١]« اناخة» خوبانيدن شتر است يعنى خوابانيدهام شتر خود را به فضاى دور خانه تو و اين كنايه است از فرود آمدن و پناه آوردن به خانه او. و اللَّه يعلم
[٢] -فنا به كسر« فا» فضائى است كه در دور خانه مىباشد.
[٣] -يعنى هر گاه من در غريبى تنها باشم پس يادآورى تو همراز من خواهد بود.
[٤] -يعنى بر من سختىها هجوم نمايند و اين كنايه است از بسيار وارد شدن بلاها است چه هر گاه بسيار وارد شود چيزى داخل مىشود بعضى از آنها در بعضى.
[٥] -يعنى در اين درگاه اين قدر از نعمتها است كه به كجا كسى مرا به جبر از اين درگاه به جايى ديگر مىتواند برد، چه جاى خود به جاى ديگر بروم يا آنكه و كجا است اين همه نعمت و نگاهداشتى كه سبب شود كه من از درگاه تو برگردم و رو به آنجا برم. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى و درستترين وسيلهها و سببهائى در تعقّل من و آنچه مرا به خاطر مىرسد.
[٧] -يعنى شامل است.
[٨] -يعنى اين وقت فقر و احتياج و بدى حال، وقتى است كه وعده اجابت دعا نموده.