ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٦ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
پروردگار دليلها[١] و معجزهها از باران و درختان و پدران و مادران و پسران و دختران و جماعت رفتگان و آيندگان و شب تاريك و آسمان صاحب برجها و چراغ برافروخته و درياى مملوّ صاحب آواز و ستارههائى كه دور مىكنند[٢] و بادهائى كه حركت و اضطراب مىكنند و آبهائى كه بر روى زمين جارى مىشوند و زمينهاى هموار پست گردانيده شده و پوشش بالا برده شده[٣] و بادهائى كه مىوزند و بلاى دفع كرده شده و سخن شنيده شده و بيدارى و خواب و از درندگان و چهارپايان چرنده و جانوران جنبنده و جانوران گزنده و از ابرها و تلها و امرهاى صاحب نظام و قاعده از زمستان و تابستان و بهار و پائيز توئى، توئى و بس كه آفريدهاى اينها را، اى پروردگار من پس نيكو خلق نمودهاى و به اندازه ايجاد كردهاى پس محكم كردهاى آنها را و درست آفريدهاى پس ثابت گردانيدهاى و آگاه نمودهاى بر فكر پس نعمت دادهاى بدان عقل و خواندهاى زندگان را پس فهمانيدهاى ايشان را پس باقى نمانده است[٤] بر من مگر شكرگزارى براى تو و يادآورى براى ستايش نمودن تو و اطاعت كردن بسوى فرمانبردارى تو و گوش انداختن به سخن خواننده بسوى تو پس اگر نافرمانى كنم ترا پس براى توست غلبه و بازخواست و اگر فرمانبردارى كنم ترا پس براى توست منّت بر من، اى كسى كه مهلت مىدهد بندگان را و شتاب نمىكند به عقوبت و مىداند همه چيز را و جهل ندارد و مىبخشد و خسّت نمىكند، اى سزاوارترين كسى كه پرستيده است و ستايش كرده شده و سؤال كرده شده و اميد داشته شده از او و اعتماد كرده شده بر اوست سؤال مىكنم ترا به حق هر نام منزّه پاكيزه پنهان كرده شده كه برگزيدهاى تو آن را[٥] براى نفس خود به حقّ هر آواز بلند بالا برده شريفى كه خشنود شدى تو به آن از جهت ستايش براى تو و به حقّ هر فرشته كه نزديك ساختهاى مرتبه او را در نزد خود و به حقّ هر پيغمبرى كه فرستادهاى تو او را بسوى بندگان خود و به هر چيزى كه گردانيده تو او را راستگو داننده مر پيغمبران ترا و به حقّ هر كتابى كه جدا ساختهاى تو آن را[٦] و رسانيدهاى تو آن را[٧] و ظاهر كردهاى آن را و محكم گردانيدهاى آن را و طريقه قرار دادهاى آن را و ثابت گردانيدهاى آن را
[١] -بر وجود واجب الوجود صانع حكيم مختار.
[٢] -يعنى غروب مىكنند و طلوع مىكنند.
[٣] -مراد آسمان است.
[٤] -يعنى پس بر من عذرى و حجتى باقى نمانده است تا آنكه متوجه شوم به امرى مگر به شكرگزارى و اطاعت تو.
[٥] -يعنى آنها را نام خود گردانيدهاى يا آنكه بر آنها مردمان را مطّلع نگردانيدهاى. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى كه آن را از كتابهاى ديگران جدا و ممتاز ساختى و يا آنكه از سخنان باطل و ناحق، جدا و ممتاز نمودى. و اللَّه يعلم
[٧] -به پيغمبران يا اخبار و احكام آن را متصل گردانيدى بعضى را به بعضى ديگر.