ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٥ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
اى شمارهكننده شماره چيزها، اى آنكه بلند است[١] شأن او، اى آنكه غلبهكننده است سپاه او، اى كسى كه از براى اوست بر هر چيزى دست قدرت و در هر چيز دارد تسلّط عقوبت، اى كسى كه مشغول نمىسازد او را كوچكى از بزرگى[٢] و نه حقيرى از شريفى و نه آسانى از دشوارى، اى كننده كارها بدون لمس كردن، اى داناى چيزها از غير آنكه باشد ياد دهندهاى، اى كسى كه ابتدا نموده است به دادن نعمتها پيش از مستحق گشتن به آنها[٣] و ابتدا كرده است به زيادتى بخشش پيش از طلب نمودن آنها[٤] اى كسى كه انعام كردهاى بر مؤمن و كافر و صالح قرار داده است بنده فسادكننده و بنده صالح را بر خود[٥] و برگردانيده است دشمن و سرباز زده (بسوى راه حقّ) از خود را، اى كسى كه هلاك كرده است مردمان را بعد از تمام شدن حجت ايشان و فرا گرفته است روح آنها را پس از برطرف شدن عذر ايشان و بپاى داشته است حجّت خود را و زايل ساخته است از دلها اشتباه و شك را و بپاى داشته است راهنمائى را و كشيده است مردمان را بسوى ديدن علامت و معجزه، اى آفريننده بدن و فراخكننده[٦] شهر و روان سازنده قوت[٧] و زندهكننده استخوانها پس از مردن و اى فرود آورنده باران، اى شنونده آواز و اى پيشىگيرنده[٨] بر فوتشدهها، اى
[١] -يا آنكه بلند است جلالت و عظمت او يا آنكه اى بلند مرتبه.
[٢] -مراد اين است كه او را هيچ كارى از كارى ديگر مشغول نمىسازد نه كوچك از بزرگ و نه بزرگ از كوچك. و ليكن به ذكر اول اكتفا نمودهاند هر چند به حسب ظاهر عكس مناسب مىنمايد چه هر گاه مشغول شدن به كار بزرگ مانع از مشغول شدن به كوچك نشود پس به طريق اولى لازم دارد مشغول نساختن كوچك از بزرگ را به خلاف عكس پس ممكن است كه بنا بر آن باشد كه متعارف است كه هر گاه كسى چند كار داشته باشد به يك مرتبه دو كار را نمىكند بلكه اولا متوجّه به كار كوچك و آسان مىشود تا آنكه هر گاه از آن فارغ شود به خاطر جمع مشغول به كار بزرگ و دشوار گردد و او را ملكه نيز بهم رسيده باشد كه به سبب آن ملكه تواند كار بزرگ را به عمل آورد پس مراد اين است كه خداى تعالى چنين نيست بلكه در همان وقت كه متوجه كارهاى كوچك و آسان است متوجه امور بزرگ و شريف نيز هست پس در يك وقت متوجّه به كارهاى خرد و بزرگ و حقير و شريف و آسان و دشوار، ممكن است و از هيچ چيز لحظهاى غافل نمىشود و ممكن است كه بنا بر آن باشد كه در نزد جناب اقدس الهى هيچ كارى بزرگ و شريف و دشوار نيست بلكه همه كوچك و حقير و آسان است پس مشغول نمىسازد او را كار كوچكى و حقيرى و آسانى از كار بزرگى و شريفى و دشوارى زيرا كه در نزد او كار بزرگى يا شريفى يا دشوارى نمىباشد يا آنكه مراد آن است كه مشغول شدن خداى تعالى به كارهاى كوچك و آسان نه از جهت كوچكى و آسانى آن است تا لازم آيد كه مانع شود و عاجز باشد از كردن كارهاى بزرگ و دشوار بلكه از جهت آن است كه فاعل و خالق همه كارها خداى تعالى است پس چنان كه كارهاى بزرگ را مىكند همچنين كار كوچك را نيز مىكند و نكتههاى ديگر نيز مىتوان گفت كه ذكر همه باعث درازى كلام مىشود. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى پيش از آنكه بندگان، مستحق آن نعمتها گردند.
[٤] -يعنى پيش از آنكه بندگان آن بخششها را طلب نمايند.
[٥]« عليه» متعلق است به« استصلح» و ضمير آن راجع است به كلمه« من» در يا« من أنعم» و همچنين است ضمير« عنه» در« و الشارد عنه» يعنى اى كسى كه صالح شمرده و حساب نموده است بر خود هر يك از فاسق و صالح را يعنى هر دو را صالح قرار داده و رزق و ساير نعمتهاى خود را به هر دو داده و هدايت هر دوى از ايشان نموده و نظر لطف و شفقت را از هيچ يك از ايشان باز نداشته است. اما بنده فاسد را به آنكه سيئه و گناهان او را به حسنه تبديل نموده است، چنان كه آيه كريمه مشعر بر آن است و اما صالح را به آنكه او را توفيق صلاح داده و صلاح او را مستمر گردانيده است و احتمال دارد كه مراد از صالح و فاسد عمل صالح و عمل فاسد باشد يعنى اى كسى كه صالح شمرده است بر خود و گوارا نموده است كار خوب و بد را و هر دو را ثواب داده و تجاوز نموده از كارهاى خوب و بد بندگان. و اللَّه يعلم
[٦] -از جهت آنكه در آن خلايق جاى گيرند.
[٧] -قوت خونى است كه در ميان رگها جارى مىشود و جزء بدن حيوان مىگردد. و اللَّه يعلم
[٨] -يعنى اى دريابنده هر فوت شده يا آنكه پيشى گرفته و غلبه نمودهاى بر فوت چنانچه فوت شدن مغلوب او گشته و به او نمىرسد. و اللَّه يعلم