ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٢ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
به سبب آن درويشى را و بخدا سوگند كه اين را نمىخواهم و اراده نكردم مگر براى خود.
ربيع گفت كه: پس آن حضرت دست خود را بلند كردند و به سجدهگاه خود روى كردند (يعنى روى به قبله نشستند) از جهت آنكه ناخوش داشتند كه به همان وضع كه نشسته بودند اين دعا را بدون نيّتى از جهت تعليم من بخوانند. پس روى به قبله كردند تا آنكه اين دعا را با نيّت بخوانند و تعليم من نيز به عمل آيد. پس فرمودند كه: اين را بگو و دعا اين است[١]:
خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم ترا اى دريابنده گريزندگان[٢] و اى پناه ترسندگان و اى فريادرس فريادرس طلبان و اى غياث[٣] استغاثهكنندگان و اى منتهاى نهايت[٤] سئوالكنندگان و اى برآورنده دعاى بيچارگان، اى رحمكنندهترين رحمكنندگان، اى ثابت، اى ظاهركننده حق، اى صاحب عقوبت سخت و شديد، اى داد ستاننده ستمديدگان از ستمكنندگان، اى امان دهنده دوستان خود از عذاب خواركننده، اى كسى كه مىداند خيانت و نگاه دزدى[٥] چشمها را به پنهانىهاى نگاه پلكهاى چشمها و مىداند امرهاى پنهان در دلها را و مىداند آنچه را كه بوده و آنچه را كه مىباشد، اى پروردگار آسمانها و زمينها و فرشتگان كه نزديكان اويند و اى پروردگار پيغمبران و فرستادگان و اى پروردگار جنّيان و آدميان همگى، اى حاضر در هر مكانى كه پنهان نمىشود، اى غلبهكنندهاى كه مغلوب نمىگردد، اى كسى كه او بر هر چيزى توانا [نگاهبان] است و بر هر امرى نگاهبان [بر هر چيزى حسابگر] است و به هر بندهاى نزديك است و براى هر دعائى برآورنده است، اى خداى جماعت گذشتگان و رفتگان و اقراركنندگان و انكاركنندگان و اى خداى بىزبانان و سخنكنندگان، اى پروردگار زندگان و مردگان، اى خدا، اى پروردگار، اى غلبهكننده، اى داناى با حكمت، اى آمرزنده، اى مهربان، اى اوّل همه چيز، اى بىاوّل دائمى، اى جزا دهنده اعمال، اى بردبار، اى قهر و غلبهكننده، اى بسيار دانا، اى بسيار شنوا، اى بينا، اى داناى چيزهاى خرد باريك، اى خبر دار، اى دانا، اى توانا،
[١] -مترجم گويد كه سند اين دعا معتبر است و اكثر علما اين دعا را از جمله دعاهاى تعقيبات صبح ذكر نمودهاند.
[٢] -يعنى جماعتى كه از بلاها و دشمنان بگريزند و بسوى تو روى مىآورند.
[٣] -اين فقره تأكيد فقره سابق است.
[٤] -غايت چيزى نهايت آن چيز است و مراد به غايت سئوالكنندگان كسى است كه هر گاه سئوالكنندگان به او برسند سؤال ايشان به او منتهى شود و بايستد يعنى مطلب ايشان از او حاصل شود و مراد به بودن خداى تعالى منتهاى غايت ايشان اين است كه سئوالكنندگان از هر كس كه سؤال كنند و در نزد او بايستند آن شخص نيز از ديگرى سؤال مىكند تا آنكه منتهى مىشود به خداى تعالى كه او از ديگرى سؤال نمىكند و همه مطلبها از او حاصل مىشود پس او منتهاى غايت ايشان است يا آنكه مراد آن است كه تحصيل رضاى خداى تعالى منتها و بالاتر همه مطلبها و سؤالهاى سئوالكنندگان است. و اللَّه يعلم م ح ق سلّمه اللَّه
[٥] -يعنى مىداند خيانتهاى چشمهائى را كه سر زند از نگاههاى پنهانى پلكهاى چشمها. و اللَّه يعلم