ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٠ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
در خانه آن حضرت رسيدم، آن حضرت را در خانه خلوت يافتم. پس در آن خانه داخل شدم بىآنكه دستورى از آن حضرت طلبم. پس ديدم آن حضرت را كه گونههاى ايشان خاك آلوده بود و دستهاى خود را بالا كرده تضرع مىنمود و دعائى مىخواند و اثر خاك در روى و در گونه آن حضرت ظاهر بود. پس جرأت ننمودم و احترام نمودم از آنكه سخنى بگويم تا آنكه از نماز و دعا فارغ شد و روى به جانب من نمودند. پس گفتم: السّلام عليك يا ابا عبد اللَّه. پس فرمودند كه و عليك السّلام اى برادر به چه كار آمدهاى. پس گفتم كه ابن عمّ تو منصور سلام به تو مىرساند و مىگويد چنين و چنين تا به آخر آنچه پيغام كرده بود. پس آن حضرت فرمودند كه واى بر تو اى ربيع و اين آيه را خواندند كه:
«آيا وقت نشد مر آن جماعتى را كه ايمان آوردهاند آنكه بترسند[١] و نرم شود دلهاى ايشان از جهت آنكه بياد آورند خداى تعالى و آنچه را كه نازل شده است بر ايشان از موعظهها و نصايح و سخنان حقّ و وقت نشد كه نباشند مؤمنان مثل جماعت پيشينيان كه داده شده است به ايشان كتاب (يعنى مثل يهود و نصارى نباشند كه داده شده بود به ايشان تورات و انجيل). پس دراز شد عمر ايشان و طول امل بهم رسانيدند (و همه احكام خدا را فراموش كردند) پس سخت شد دلهاى ايشان (و بسيارى از ايشان از دين بيرون رفتند)».
پس باز فرمودند: و اى بر تو اى ربيع و اين آيه ديگر را خواندند كه: «آيا پس ايمن شدند اهل مكّه و حوالى آن از آنكه بيايد و وارد شود بر ايشان عذاب ما در حالى كه باشند در خواب غفلت آيا ايمن شدند اهل قريهها از آنكه بيايد ايشان را عقاب ما و حال آنكه ايشان مشغول باشند به لهو و لعب آيا پس ايشان ايمن گشتند از عذاب الهى پس ايمن نمىگردند از عذاب الهى مگر گروه زيانكاران».
و فرمودند كه: بر امير المؤمنين (يعنى منصور) اين آيهها را بخوان و سلام مرا به او برسان و باز به نماز مشغول شدند و بعد از نماز روى به من كردند، پس من گفتم: آيا بعد از رسانيدن سلام ديگر سخنى بگويم و او را عتاب نمايم يا آنكه گويم كه اجابت فرمودند. حضرت فرمودند كه: بلى به منصور بگو كه:
«آيا پس ديدى آن كسى را كه روى بگردانيد از پيروى حقّ و داد اندكى مال خود را به رشوه و نگاهداشت ما بقى را جهت بخل آيا در نزد اوست[٢] دانش چيزهاى پنهان و او مىداند اين را كه معاقب نخواهد شد به سبب گناهان و اين رشوه كفّار گناهان او خواهد شد. يا آنكه خبر كرده نشده است به آنچه در صفحههاى موسى و ابراهيم است (يعنى در تورات و زبور) آن ابراهيمى كه بسيار وفاكننده است و آنچه در صحف موسى و ابراهيم است آن است كه بار بر نمىدارد هيچ بار بر دارندهاى بار گناه ديگرى را و آنكه نيست براى انسان ثواب مگر آنچه خود سعى نموده است در تحصيل آن و آنكه سعى و عمل خود را زود باشد كه ببيند در ترازوى اعمال».[٣] و به او بگو كه قسم بخدا كه به تحقيق كه ما از او مىترسيم و از جهت ترس ما مىترسند آن زنانى چند كه مىداند آنها را و ناچاريم ما از آنكه اين را به تو اظهار نمائيم. پس اگر از آنچه اراده دارى باز ايستى و دست از ما بردارى فبها و الّا پس شكوه
[١] -يعنى جماعتى كه به حسب ظاهر اظهار ايمان مىكنند مثل منصور و ساير خلفا. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى حاشا كه چنين باشد.
[٣] -از عبد اللَّه بن عباس منقول است كه اين آيه در شان عثمان نازل شد و تفصيل اين حكايت در تفاسير مذكور است. و اللَّه يعلم