ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٤ - ه دعاهاى حضرت امام زين العابدين على بن الحسين
را بسوى دين اسلام نمىشنوند آن را و مىبينى تو ايشان را كه نگاه مىكنند بسوى تو و حال آنكه نمىبينند ترا به نظر بصيرت اين جماعت كافران آنانند كه مهر نهاده است[١] خدا بر دلهاى ايشان و بر گوش ايشان و بر چشمهاى ايشان و آن جماعت ايشانند گروه بىخبران بدرستى كه ما گردانيديم بر دلهاى ايشان و بر گوش ايشان و بر چشمهاى ايشان و آن جماعت ايشانند گروه بىخبران بدرستى كه ما گردانيديم بر دلهاى ايشان پوششها كه مبادا بفهمند ايشان قرآن را و گردانيديم در گوشهاى ايشان گرانى را و اگر بخوانى تو ايشان را بسوى قرآن و ايمان پس راه نيابند ايشان در اين هنگام هرگز پس يافت در نفس خود ترسى را موسى گفتيم ما به او كه مترس بدرستى كه تو غالب و بالاترى از ساحران و بيانداز آنچه در دست راست توست تا آنكه فرو برد آنچه را كه ساختهاند ساحران بدرستى كه آنچه ساختهاند آن را ايشان مكر و حيله جادوكار است و رستگارى نمىيابد جادوكار هر كجا كه باشد و متوجّه شود آيا نرفتند و سير نكردند[٢] در زمين تا آنكه باشد براى ايشان دلهائى كه بفهمند و عبرت گيرند به آنها يا آنكه باشد براى ايشان گوشها كه بشنوند و پند گيرند به آنها پس بدرستى كه نيست كور و نابينا چشمهاى ايشان و ليكن كور است دلهاى ايشان كه در سينههاى ايشان است ابتدا بنام خداى بخشنده مهربان به حق طاهر سيّد مجيد[٣] اين آيهها آيتهاى كتابى است كه بيان مىكند حقّ و باطل را[٤] نزديك است كه هلاككننده باشى تو نفس خود را به جهت آنكه نمىباشند ايشان ايمان آورندگان به قرآن اگر خواهيم ما فرود مىآوريم بر ايشان از آسمان علامتى را پس مىگرديد گردنهاى ايشان از براى آن علامت به جبر فروتنىكنندگان گفت موسى آيا بياورم براى تو معجزه ظاهرى را گفت فرعون پس بياور آن را اگر هستى تو از جمله راستگويان پس انداخت موسى عصاى خود را پس ناگاه آن عصا گرديد اژدهائى ظاهر و هويدا و بيرون آورد دست خود را از گريبان پس ناگاه آن دست روشن و درخشنده گشت براى نظركنندگان گفت[٥] موسى
[١] -يعنى آنكه خداى تعالى كافران را به خودشان بازگذاشت و توفيق و تفضّل خود را از ايشان سلب نمود پس قوّت شهوانى و خواهش دنيوى دلهاى ايشان را و گوشهاى ايشان را پوشانيد به حيثيّتى كه نمىفهمند و تأمّل نمىكنند در آيات و دلائل قرآن و به كفر و عناد خود مصر هستند و از راه باطل بر نمىگردند.
[٢] -يعنى آيا كافران بر زمين و شهرهاى كافران امتهاى سابق وارد نشدند كه همه ايشان به سبب عذاب و عقاب الهى هلاك گشتند و شهرهاى ايشان سرنگون شده است تا آنكه آنها را ببينند و احوال ايشان را بياد آورند و حكايت چگونگى ايشان را بشنوند، پس عبرت گيرند و مسلمان شوند و ترك لجاج و كفر نمايند. و اللَّه يعلم
[٣] -از حضرت پيغمبر ٦ مروى است كه فرمودند وقتى كه« طسم» نازل شد« طا» طور سينا است و« سين» اسكندريه است و« ميم» مكه است و باز فرمودند كه« طا» درخت طوبى است و« سين» سدرة المنتهى است و« ميم» محمد مصطفى است و در روايتى ديگر وارد شده كه« طسم» از حروف اسم اعظم است و از حضرت امام جعفر صادق منقول است كه فرمودند معنى« طسم» آن است كه« أنا الطالب السميع المبدئ المعيد» يعنى منم طلبكننده كسى كه طلب نمايد مرا منم شنواى آواز كسى كه بخواند مرا منم آفريننده در ابتدا منم زندهكننده در روز قيامت. و اللَّه يعلم
[٤] -يا آنكه ظاهر مىسازد حلال و حرام را يا آنكه هويدا است معجزه بودن او. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى گفت موسى كه نيست چنين كه شما اى قوم گمان كردهايد كه فرعون و تبعه او به ما خواهند رسيد و بر ما غلبه خواهند نمود از جهت آنكه ماها به كنار دريا رسيديم و ديگر راه گريزى نداريم بدرستى كه پروردگار من با من است و زود باشد كه به من راه نجات و خلاصى از شرّ فرعون و تبعه او را بنمايد. و اللَّه يعلم