ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٢ - ه دعاهاى حضرت امام زين العابدين على بن الحسين
ميان آن هر دو است و آنچه در زير خاك است خدايا و پناه مىبرم به تو از درويشى و مسكينى و احتياج داشتن و بىچيزى و تنگى و فقر اى پروردگار من و پناه مىبرم به تو از تنگى رزق و خوارى و پناه مىبرم به تو از تنگى و سختى روزگار و زنجير و بند و بستن و زندان و مصيبت و هر بلائى كه نباشد صبرى براى من بر آن مستجاب كن دعاى مرا اى پروردگار عالميان خداوندا ببخش به ما هر آن چيزى را كه سؤال نموديم ما از تو و زياده گردان براى ما از زيادتى بخشش خود به اندازه بزرگى خود و به قدر بزرگوارى خود به حقّ اين كلمه كه نيست خدائى مگر تو كه عزيز و داناى مصلحتى ٣- و از آن جمله دعاى اجتناب از دشمنان و پناه گرفتن از بديها به آيات قرآنى است كه بايد بعد از طلوع آفتاب و در وقت غروب آن خوانده شود كه از حضرت امام زين العابدين و سيّد السّاجدين ٧ مروى است و دعا اين است: ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان ابتدا به نام خدا و به ذات خدا و نيست توانائى مگر بخدا و نيست غلبهكنندهاى مگر خدا كه غلبه نموده است بر همه چيز و به بركت او غلبه مىكنند غلبهكنندگان بر دشمن و از او درخواست مىكنند طلبكنندگان و بر او تكيه مىنمايند تكيهكنندگان و به او چنگ در مىزنند چنگ در زنندگان و اعتماد مىكنند اعتمادكنندگان و پناه مىبرند پناه برندگان و خدا كافى است ايشان را و نيكو معتمدى است او، اجتناب كردم از دشمنان به يارى خدا و طلب محافظت نمودم از خدا و التجا نمودم به سوى خدا و پناه بردم بخدا و طلب يارى نمودم از خدا و ممانعت نمودم از شرّ دشمن به يارى خدا و عزيز گشتم به بركت خدا و قهر نمودم بر دشمن به اعانت خدا و غلبه نمودم بر دشمن به امداد خدا و تكيه نمودم بر خدا و پنهان گشتم به حمايت خدا و نگاهدارى نمودم خود را[١] به نگاهدارى خدا و طلب نگاهداشتى نمودم از خدا كه بهترين نگاهدارندگان است و پناه گرفتم بخدا و حفظ نمودم نفس خود را و اهل خود را و مال خود را و برادران خود را و هر كسى را كه بخواهد مرا امر او به حفظ خداى نگاهدارنده دانيا به امور باريك و طلب پاسبانى نمودم از خدا و رفاقت نمودم[٢] با كسى كه نگاهدارنده همه رفيقها است و با نگاهدارنده[٣] رفيقهائى كه نگاهدارندگانند
[١] -يا ايمان خود را و اهل خود را و مال خود را و دنياى خود را و آخرت خود را و همه امور خود را. و اللَّه يعلم
[٢] -رفاقت نمودم شخصى با خداى تعالى كنايه از طلب نمودم محافظت خداست مر آن شخص را چنان كه كسى كه در سفر با شخصى رفيق مىشود جهت آن است كه آن شخص محافظت و نگاهداشتى نمايد رفيق خود را از بلاها و مصيبتهائى كه وارد شود در سفر يعنى رفاقت با كسى كه او نگاهدارنده همه رفيقها است و بر آن اعتماد نمودم.
[٣] -يعنى و رفاقت نمودم با كسى كه نگاهدارنده است همه نگاهدارندگان را. و اللَّه يعلم