ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٠ - ه دعاهاى حضرت امام زين العابدين على بن الحسين
بگردان مرا از رفيقان محمّد كه دوست توست و ابراهيم دوست خود و در روز ترسناكى بزرگ از امانداشتهشدگان پس امان ده مرا و به آسان نمودن تو كارها را پس آسان گردان براى من و به سايه مرحمت خود پس سايه گستران بر من و به محلّ نجات يافتن از آتش پس نجات ده مرا و مرسان به من بدى را[١] و نااميد مگردان مرا از دنيا پس به سلامت بدار مرا و دين مرا در روز قيامت پس بفهمان مرا و به ياد آورى تو پس به ياد آور مرا و براى دين آسان تو پس موفّق گردان مرا و از عذاب دشوار خود پس دور گردان مرا و براى نماز كردن و براى زكاة دادن هر قدر كه باشم زنده پس الهام كن مرا[٢] و براى پرستش تو پس قوى گردان مرا و در دانستن علوم و خشنودى تو پس كار فرماى مرا و از زيادتى بخشش تو پس روزى ده مرا و در روز قيامت پس سفيد كن روى مرا و به حساب كردن آسان پس حساب كن مرا و به زشتى كردار من پس رسوا مكن مرا و به راهنمائى از جانب تو پس راهنمائى كن مرا و به گفتار راست و درست در زندگانى دنيا و در آخرت پس ثابت گردان مرا و آنچه را كه دوست داشتهاى تو آن را پس دوست گردان آن را بسوى من و آنچه را كه ناخوش داشتهاى آن را پس دشمن گردان آن را در نزد من و آنچه غمگين كرده است مرا از امر دنيا و آخرت پس كارگذارى نما مرا در آن[٣] و در نماز من و روزه من و دعاى من و حجّ من و شكرگزارى من و دنياى من و آخرت من پس بركت ده براى من و در جايگاه ايستادن نيكوئى پس برانگيز مرا و پادشاه يارىكننده را پس بگردان براى من و ستم نمودن مرا و نادانى مرا و اسراف نمودن مرا در امر خود پس بگذر از من در آنها و از بلاى در زندگانى و در وقت مردن پس نجات ده مرا و از امرهاى قبيح آنچه ظاهر باشد از آنها و آنچه پنهان باشد پس خلاص كن مرا و از جمله دوستان خود در روز قيامت پس بگردان مرا و هميشه دار براى من خوبى آن چيزى را كه بخشش نمودهاى به من و به سبب روزى حلال از حرام پس بىنياز گردان مرا و به سبب رزق نيكو و پاك از بد و كثيف پس نگاهدارى نما مرا روى آور به ذات بخشنده خود به سوى من و برمگردان روى خود را از من و بسوى راه راست خود پس راهنمائى كن مرا و براى آنچه دوست مىدارى و راضى هستى تو پس توفيق ده مرا خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از ريا و آوازه
[١] -يا آنكه و نرسد به من بدى و اين معنى بنا بر نسخهاى است كه اعراب شده.
[٢] -الهام چيزى را به دل كسى انداختن است.
[٣] -يعنى نگاه دار مرا از آن.