ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٦ - ه دعاهاى حضرت امام زين العابدين على بن الحسين
پنهان كردهشدههاى در علم پنهان نزد تو هستند سؤال مىكنم ترا به حقّ اين نامها همه آنها آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه به عمل آورى به من چنين و چنين.
٢- و از آن جمله دعائى ديگر است كه ما به سندهاى خود تا به محمد بن حسن بن وليد روايت كردهشدهايم. گفته كه حديث نمود به من محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد بن عيسى، از هارون بن مسلم، از مسعدة بن صدقة كه گفت سؤال كردم از حضرت ابا عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام آنكه مرا دعائى را تعليم كند كه آن را در امورى بخوانم كه اهتمام به شأن آنها دارم.
پس از براى من ورقى چند را از صحيفه كهنهاى بيرون آوردند و فرمودند كه بنويس آنچه را كه در اين اوراق است. پس بدرستى كه اين دعاى جدّ من علىّ بن الحسين عليهما السّلام از براى مهمّات است. پس من آن را نوشتم بر همان نحو كه در آنجا بود. پس مرا چيزى هرگز اندوهناك نگردانيد و مرا غمى مهموم نگردانيد، مگر آنكه اين دعا را خواندم، پس خداى تعالى غم مرا زايل گردانيد و اندوه مرا برطرف گردانيد و حاجت مرا برآورد و دعا اين است:
خداوندا راهنمائى نمودى مرا پس بىخبر بودم من و پند دادى پس سخت دل بودم من و انعام كردهاى نيكوئى را پس نافرمانى كردم[١] و شناسانيدى به من حق را پس ايستادگى نمودم بر جهل پس بازشناسانيدى راه توبه را [پس شناختم من آنچه از تو صادر شد آنگاه كه آن را به من شناسانيدى] پس طلب آمرزش نمودم و باز ايستادم از گناهان اندك زمانى[٢] [پس درگذشتى از گناهان من] پس بازگشت نمودم مرتبه ديگر پس پوشانيدى گناهان مرا پس براى توست ستايش اى خداوند من انداختهام خود را در واديهاى هلاكت و فرود آمدهام [در ميان آمدم] در راههاى نيستى خود و متعرض گشتم در اين واديها و راهها مر قهرهاى ترا و به سبب وارد شدن در آنها مر عقوبتهاى ترا و وسيله من بسوى تو يگانه دانستن توست و دست آويز من آن است كه من شريك نگردانيدم به تو چيزى را و فرا نگرفتم با تو خدائى را و به تحقيق كه گريختهام بسوى تو از شرّ نفس خودم و به وى تو مىگريزد بدكار و توئى پناه كسى كه ضايعكننده [پناه آورنده] است بهره نفس خود را پس براى توست ستايش اى خداوند من پس بسا از
[١] -حاصل معنى آنكه تو اوامر و نواهى و ثواب و عقاب خود را به من شناساندى پس من بر كردن گناهان ايستادگى نمودم، پس باز عقوبت و راه توبه را شناسانيدى، پس طلب آمرزش نمودم و توبه كردم و گناهان را چند روزى ترك نمودم، پس باز بر نافرمانى عود و بازگشت نمودم و توبه خود را شكستم پس تو گناهان مرا پوشانيدى بعد از ندامت و پشيمانى من. و اللَّه يعلم
[٢] -و در صحيفه كامله نيز چنين است و به حسب ظاهر مناسبتر است. و اللَّه يعلم