ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٣ - د دعاهاى انتخابى از مولايمان حضرت امام حسن مجتبى
به آن از تعريفى يا آنكه بخوانم ترا به آن از دعائى كه موافق باشد آن خواهش ترا و خوشنودى ترا و رضامندى ترا پس زندهدار مرا بر آن و بميران مرا بر آن و آنچه ناخوش آيد ترا از آن پس فراگير پيش سر مرا و بگردان بسوى آنچه دوست دارى تو آن را و خوشنودى از آن اقرار دارم من[١] به نزد تو اى پروردگار من به گناهان خود و طلب آمرزش مىنمايم ترا از تقصير خود و نيست حركتى[٢] و نه توانائى مگر به خدا نيست خدائى مگر او كه بردبار و بخشنده است و رحمت فرستد خدا بر محمّد و آل او و كارگذارى نماى ما را به آنچه خواستهايم ما آن را در دنيا و در آخرت در حالى كه سلامت باشيم از بلاها و ضررها اى پروردگار عالميان.
٣- و از آن جمله دعاى ديگر است از براى مولاى ما حضرت امام حسن بن على عليهما السّلام و آن اين است:
خداوندا بدرستى كه توئى باقى ماندهاى بعد از همه آفريدگان خود و نيست در آفريدگان تو كسى كه باقى ماند[٣] بعد از تو اى خداى من كسى كه نيكوئى كرده باشد پس به سبب رحمت توست و كسى كه بدى كرده باشد پس به جهت گناه خود است نه آن كسى كه نيكوئى نموده بىنياز است از نعمت تو و از يارى نمودن تو و نه آن كسى كه بدى كرده عوض گرفته است غيرى را به عوض تو و بيرون رفته است از قدرت تو. اى خداى من به يارى تو شناختهام ترا و به راهنمائى تو راه يافتهام به سوى فرمان تو و اگر نباشد يارى تو نمىدانم من كه چه چيزى تو پس اى كسى كه اوست همچنين (يعنى همچنين كه مذكور شد) و نيست همچنين غير او كسى.
رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمّد و روزى كن به من خلوص[٤] در كردار مرا و فراخى در روزى مرا خداوندا بگردان بهترين زندگانى مرا آخر آن و بهترين كردار مرا خاتم عمل من و بهترين روزهاى مرا روزى را كه ملاقات نمايم ترا خداوندا فرمانبردارى نمودم ترا و از براى توست منّت بر من در دوستترين چيزها بسوى تو كه آن ايمان آوردن به تو و اقرار نمودن به رسول توست و نافرمانى نكردم ترا در دشمنترين چيزها به نزد تو كه آن شركورزيدن
[١] -يا آنكه رجوع كردهام به سوى تو در حالى كه متلبسم به گناهان خود.
[٢] -يعنى نيست حركت و انتقال و بيرون آمدن از گناهان و همچنين نيست توانائى از براى به جا آوردن عبادت مگر به خدا. و اللَّه يعلم
[٣] -زيرا كه همه آفريدگان تو برطرف مىشوند و تو هميشه باقى خواهى بود.
[٤] -خلوص در عبادت كه عبارت از قربت است به معنى خالى بودن آن است از شرك و ريا و اغراض دنيوى. و شك نيست كه اين قدر در صحت عمل معتبر است و بعضى از علما گفتهاند كه: خلوص عمل عبارت است از خالى بودن آن از مطلق غرض حتى آنكه از ثواب اخروى نيز بايد كه خالى باشد، بلكه از جهت محض اطاعت و فرمانبردارى به جاى آورد و ظاهر آن است كه اين شرط صحت نباشد هر چند شرط كمال عبادت است. و اللَّه يعلم