ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٠ - ج دعاهاى سيده ما حضرت فاطمه
حضرت امام حسن ٧ را كه تب گرمى دارند چنان كه بيهوشند و اين به خاطر مبارك گران آمد. پس جبرئيل ٧ نازل شد و گفت يا محمّد آيا ترا به تعويذى خبر دهم كه چون تو آن را بخوانى از آن حضرت بت و آزار برطرف شود؟
حضرت فرمودند: بلى. جبرئيل گفت كه: اين دعا را بخوان. پس حضرت پيغمبر ٦ اين دعا را خواندند و دست مبارك خود را بر پيشانى حضرت امام حسن گذاردند. پس بعون الله تعالى آن حضرت به هوش آمدند و تب برطرف شد و دعا اين است: خداوندا نيست خدائى مگر تو كه بلند مرتبه بزرگى و صاحب پادشاهى هميشهاى و بخشش بزرگى و ذات صاحب كرمى، نيست خدائى مگر تو كه بلند مرتبه بزرگى سزاوار صفتهاى تمام و دعاهاى[١] برآوردهشدهاى برطرف كن آنچه را كه عارض شده است به فلان شخص.
٤- و از آن جمله دعائى است از براى حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام.
مروى است آنكه آن حضرت يك روزى به ديدن پدر بزرگوار خود رفتند. پس آن حضرت فرمودند كه: آيا مىخواهى كه هديهاى و توشهاى به تو دهم؟ حضرت فاطمه عليها السّلام فرمودند كه: بلى. آن حضرت فرمودند كه: اين دعا را بخوان و آن اين است:
خداوندا پروردگار ما و پروردگار هر چيزى، اى فرود آورنده تورات و انجيل و قرآن اى شكافنده دانه و هسته، پناه مىبرم به تو از شرّ هر حركتكنندهاى كه تو گرفتهاى پيش سر او را توئى پيش از همه چيز پس نيست پيش از تو [بالاى تو] چيزى و توئى بعد از همه چيز پس نيست پس از تو چيزى و توئى آشكار[٢] پس نيست بالاى تو [پيش از تو] چيزى و توئى دانا به امور پنهان پس نيست غير از تو چيزى رحمت فرست بر محمّد و بر اهل خانه او كه بر او و بر ايشان باد سلام و ادا كن از من قرض مرا و بىنياز گردان مرا از درويشى و آسان گردان براى من هر كارى را اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
٥- و از آن جمله دعائى است از براى حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام در خلاصى از حبس و تنگى. كه مروى است كه شخصى در شهر شام مدّت مديدى محبوس بود و در شدّت آزار بود. پس در خواب ديد كه حضرت فاطمه عليها السّلام آمد و به او گفت كه: اين دعا را بخوان. پس آن شخص اين دعا را ياد گرفت و چون بيدار شد، اين دعا را خواند [پس از حبس نجات
[١] -يعنى سزاوارى به آنكه بندگان دعا كنند و به خوانند ترا و تو دعاهاى ايشان را برآورى.
[٢] -يعنى چون امر تو و قدرت تو ظاهر و آشكار است، پس بالاتر از تو چيزى نيست كه امر ترا و قدرت ترا پنهان كند، چه هر گاه چيزى بالاى چيزى ديگر باشد آن چيز پايين را مىپوشاند.