ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٣٦ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
چه بىتوبه بميرد كه خداى تعالى او را و اهل بيت او را و پدر و مادر و فرزندان او را و مؤذن مسجد و پيش نمازى را كه در آن مسجد با آن شخص نماز بجا مىآورد، به عفو و رحمت خود مىآمرزد و دعا اين است:
خداوندا بدرستى كه تو زندهاى كه نمىميرى و راستگوئى كه دروغ نمىگوئى و غلبهكنندهاى كه مغلوب نمىشوى و ايجادكنندهاى كه برطرف نمىگردى و نزديكى كه دور نمىشود و توانائى كه كسى خلاف تو نمىكند و آمرزندهاى كه ستم نمىكنى و مقصود در حاجتهايى كه كسى نداده چيزى به تو و به خود برپائى كه نمىخوابى و برآورنده حاجتهائى كه دلگير نمىشوى و صاحب جبروتى كه يارى كرده نمىشوى و بزرگى كه خواسته نمىشود[١] بزرگى تو و دانائى كه ياد گرفته نمىشوى از غيرى و توانائى كه ناتوان نمىشوى و بردبارى كه نيستى نادان [شتاب نمىكنى] و بزرگى كه به تعريف درنمىآئى و وفاكننده به وعدههائى كه خلف نمىكنى آنها را و غلبهكنندهاى كه مغلوب نمىشوى و عدالتكنندهاى كه ظلم نمىكنى و توانگرى كه درويش نمىشوى و بزرگى كه كوچك نمىشوى و حكمكنندهاى كه ستم نمىكنى و معتمدى كه خيانت نمىكنى و يكتائى كه مشورت نمىكنى از كسى و بخشندهاى كه مكدّر نمىشوى و عزيزى كه خوار نمىشوى و شنوائى كه غافل نمىشوى و بخشندهاى كه بخل نمىورزى و نگاهدارندهاى كه غافل نمىگردى و ايستادهاى به امور خلايق[٢] كه فراموش نمىكنى و هميشهاى كه برطرف نمىشوى و پنهانى كه ديده نمىشوى و باقىاى كه كهنه نمىشوى و يكتائى كه مانند ندارى و بسيار توانائى كه نزاع كرده نمىشوى اى كرمكننده بخشنده بسيار كرمكننده، اى آشكار اى غلبهكننده، توئى تواناى بسيار با قدرت اى عزيز بسيار عزيز اى كسى كه خوانده مىشوى از هر درّه و بيابان بىپايان به زبانهاى مختلف و لهجههاى متفاوت و براى حاجتهاى پياپى باز نمىدارد ترا مشغول شدن به چيزى از متوجّه شدن به چيزى ديگر توئى آنكه برطرف نمىكند ترا زمانها و فرو نمىگيرد ترا جاىها و فرا نمىگيرد ترا پينكى و نه خواب رحمت فرست بر محمّد و بر آل او و آسان گردان براى من آنچه را كه مىترسم [دشوارى او را دور كن از من آنچه را كه مىترسم اندوه آن را آسان گردان براى من آنچه را كه مىترسم] ناهموارى آن را منزّهى تو نيست خدائى مگر تو بدرستى كه من هستم از جمله ستمكاران اى رحمكنندهترين رحمكنندگان.
[١] -يعنى نمىرسد كسى به آن و آرزو نمىتواند نمود، يا آنكه سست و خفيف نمىشوى تو. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى و متوجّهى