ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
زيادتى بخشش تو و ببخش مرا در اين روز من يقينى را[١] كه آسان گردانى بر من به سبب آن بلاهاى دنيا و اندوههاى آن را كه متلبّس باشم به اشتياق به سوى تو و بخواهش در آنچه نزد تو است (از ثواب و مراتب اخروى) و بنويس براى من در نزد خود آمرزش را و برسان مرا به مرتبه كرامت خود و روزى كن مرا شكر كردن آنچه را كه انعام كردهاى تو آن را بر من پس بدرستى كه تو توئى خداى يگانه بلند مرتبه خلقكننده تازه پديد آورنده شنواى دانا كه نيست براى فرمان تو باز دارندهاى و نه از حكم تو گريزندهاى گواهى مىدهم به آن كه توئى پروردگار من و پروردگار هر چيز توئى آفريدگار آسمانها و زمين و داناى پنهان و آشكار و بلند مرتبه بزرگوار، خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو ايستادگى در فرمان ترا و مجد بودن بر رفتن به راه راست و شكر كردن بر نعمت ترا و پناه مىبرم به تو از ستم هر ستمكارى و از ظلم هر ظالمى و از رشك هر رشك برندهاى به قوّت تو حمله مىكنم بر دشمنان و به تو اميد دارم دوستى دوستان را با وجود چيزى كه قادر نيستم من شمردن آن را و نه تعداد آن را از نيكوييهاى بخشش تو و لطيفها و غريبهاى [راههاى] روزى تو و رنگارنگ آنچه بخشيدهاى تو به من از انعام خود پس بدرستى كه توئى خدا كه نيست خدائى مگر تو بسيار و پراكنده است در ميان خلايق نعمت تو توئى گشاينده به راستى و كرم [به بخشش] دست خود را مخالفت كرده نمىشوى[٢] تو در حكم خود و نزاع كرده نمىشوى تو[٣] در فرمان خود مالك مىشوى تو[٤] از خلايق آنچه را كه خواهى و مالك نمىشوند ايشان مگر آنچه را كه تو خواهى بگو تو (اى محمد) خداوندا اى صاحب پادشاهى مىدهى پادشاهى را به كسى كه مىخواهى و مىستانى پادشاهى را از هر كس كه خواهى و عزيز و غالب مىگردانى كسى را كه مىخواهى و خوار مىكنى كسى را كه خواهى به دست قدرت توست نيكوئى بدرستى كه تو بر هر چيز توانائى داخل مىكنى[٥]
[١] -شك نيست در آن كه هر گاه شخصى يقين داشته باشد به آن كه بلاها و مصيبتهاى دنيوى را بقائى نيست و به زودى زايل مىشود و در آخرت موجب اجر و ثواب خواهد بود پس بر آن شخص صبر نمودن در هر مصيبتى آسان مىشود و اگر چنانچه صبر ننموده جزع نمايد پس از جهت آن خواهد بود كه گويا يقين كامل ندارد. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى كسى حكم ترا مخالفت نمىكند.
[٣] -يعنى كسى با تو در فرمان تو نزاع نمىكند.
[٤] -يعنى اختيار همه خلايق به دست توست و تو اختيار دارى كه به جا آورى به ايشان هر چه را خواهى.
[٥] -مراد از داخل كردن هر يك از روز و شب در ديگرى آوردن هر يك از آنها است در عقب ديگرى بىفاصله، چنان كه گويا هر يك در ديگرى داخل شدند، يا آن كه مراد نقصان نمودن هر يك از آنها است و افزودن بر ديگرى چنان كه در تابستان از شب ناقص و بر روز افزوده مىشود و در زمستان در اكثر بلاد معموره بر عكس است، يا آن كه مراد از روز روشنى است و از شب تاريكى و داخل شدن روز در شب عبارت از وقت صبح است كه روشنى داخل و وارد مىشود بر تاريكى شب و داخل شدن شب در روز عبارت است از وقت شام كه تاريكى شب داخل و وارد بر روشنى روز مىگردد. و اللَّه يعلم