ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٦٠ - الف دعاهاى رسول خدا
پس برگشت بيناى و به آن نام كه ابرهاى گران بار به سبب بسيارى باران را آفريده است و آواز ابر[١] به حمد او [و ملائكه از ترس او] تسبيح مىكند و به آن اسم كه به بركت آن آزارها و دردهاى ايوب[٢] بر طرف شده است و دعاى يونس كه بر او باد درود در تاريكىهاى سهگانه[٣] برآورده شده است و به آن نام كه به بركت آن خداى تعالى يحيى را به زكريا پيغمبر بخشيد، رحمت فرستاد خدا بر او و كرامت نمود بر بنده خود عيسى پسر مريم بر او باد درود چون كه او را كتاب[٤] و دانستن اشياء را تعليم نمود و او را پيغمبر صاحب خير و بركت و از صالحان گردانيد و به حقّ آن نام كه خوانده است ترا به آن نام جبرئيل بر او باد درود در ما بين فرشتگان مقرب و خواندهاند ترا به آن نام ميكائيل و اسرافيل بر ايشان باد تحيت و درود پس برآورى براى ايشان دعاى ايشان را و تو نسبت به فرشتگان از حيثيت برآوردن دعاى ايشان نزديك هستى و به حق نام تو كه نوشته شده است در لوح[٥] نگاهداشته شده و به نام تو كه نوشته شده است در بيت المعمور[٦] و به نام تو كه نوشته شده است در علم حمد[٧] كه آن علم را تو به پيغمبر خود محمّد كه رحمت فرستد خداى بر او و بر آل او دادهاى
[١] -و در حديث وارد شده كه رعد آواز فرشتهاى است كه موكّل است بر راندن ابر از موضعى به موضعى ديگر و در حديثى ديگر وارد شده كه آواز تازيانه او است كه مىزند بر ابر و ابن عباس گويد كه رعد نام آن فرشته است و اهل لغت گويند كه آواز ابر است چنانچه به آن ترجمه شده است.
[٢] -اشاره به قصّه ايّوب است.
[٣] -مراد از سه تاريكى، تاريكى نصف شب و ظلمت دريا و تاريكى شكم ماهى است، چنانچه در حديث وارد شده كه يونس ٧ در نصف شب بود كه دعا نمود و ممكن است كه مراد از هر سه تاريكى شكم ماهى باشد چه وارد شده كه بعد از آن كه اهل كشتى قرعه زدند جهت به آب انداختن شخصى از اهل كشتى به سبب طوفان و قرعه به نام يونس ٧ بيرون آمد يونس را به دريا انداختند اوّلا او را يك ماهى فرو برد پس بعد از آن آن ماهى را ماهى ديگر و همچنين آن ماهى دويم را ماهى سويم فرو برد بنا بر اين پس ممكن است كه ظلمات ثلاث اشاره به آن سه تاريكى شكم ماهيها بوده باشد. و اللَّه يعلم
[٤] -مراد احكام تورات و قصّه و حكايات انجيل است.
[٥] -لوح محفوظ وارد شده كه از درّى است سفيد كه طول آن به قدر ما بين آسمان و زمين است و عرض آن به قدر ما بين مشرق و مغرب و در آن است علم اوّلين و آخرين و محفوظ است از تغيير و تبديل يا آن كه مطلع نيست بر آن احدى به سواى ملائكه و ابن بابويه گفته كه لوح فرشتهاى است. و اللَّه يعلم
[٦] -بيت المعمور موضعى است در آسمان در برابر كعبه معظّمه كه در آن فرشتگان آسمانها طواف و عبادت مىنمايند. و اللَّه يعلم
[٧] -ابن بابويه در كتاب خود روايت كرده از حضرت پيغمبر كه به حضرت امير المؤمنين فرمودند كه: يا علىّ اوّل كسى كه خوانده شود در روز قيامت من خواهم بود پس مىايستم بر يمين عرش و مىپوشم حلّه سبزى از حلههاى بهشت را و تو نيز همراه من خواهى بود پس آن گاه خوانده مىشود پدر ما ابراهيم پس او نيز مىايستد بر يمين عرش در سايه او و مىپوشد حلّه سبزى از حلّههاى بهشت پس خوانده مىشوند همه پيغمبران بعضى بعد از ديگرى پس مىايستند در دو صف در يمين عرش در سايه آن و مىپوشند حلّههاى سبز از حلّههاى بهشت پس داده مىشود به تو علم من كه آن علم حمد است پس راه مىروى ميان آن دو صف و آدم و جميع آنچه خلق كرده است خدا او را به سايه آن علم خواهند بود در روز قيامت و طول آن به قدر هزار ساله راه است و سر طوق آن از ياقوت سرخ است و چوب آن از نقره سفيد و پايين آن از درّ سبز و از براى آن علم سه شقّه است از نور يك شقّه آن در جانب مشرق است و يك شقّه آن در جانب مغرب است و يك شقّه آن در وسط دنيا است و نوشته شده است به آن شقّهها سه سطر اوّل« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و سطر ثانى« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» و سطر سوم« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» و طول هر سطرى به قدر هزار ساله راه و عرض آن به قدر هزار ساله راه. پس راه مىروى تو با آن علم و امام حسن از جانب راست تو است و امام حسين از جانب چپ تا آن كه خواهى ايستاد در ميان من و ابراهيم در سايه عرش پس مىپوشى حلّه سبزى را از حلّههاى بهشت پس منادى مىكند نداكنندهاى از زير عرش كه اى محمّد چه نيكو است پدر تو ابراهيم و چه نيكو است برادر تو على. مترجم گويد كه: در باب لواء حمد احاديث ديگر نيز وارد شده است و از جهت تطويل اكتفا به ايراد همين يك حديث نمود. و اللَّه يعلم