ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٥٦ - الف دعاهاى رسول خدا
پس روشن گرديده و بر ماه پس نورانى و صاحب روشنى شده و بر زمين پس قرار گرفته و بر كوهها پس ثابت گشتهاند و بر بادها پس پراكنده نمودهاند اشياء را و بر ابرها پس باريدهاند و بر فرشتگان پس تسبيح گفتند و بر انس و جن پس اطاعت نمودند و بر مرغان و مورچهها پس سخن گفتند[١] و بر شب پس تاريك شد و بر روز پس روشن گشت و بر هر چيزى پس تسبيح گفت و به حقّ آن نامى كه قرار گرفتند به بركت آن زمينها بر مكان خود، و كوهها بر جايهاى خود، و درياها بر كنارهاى خود، و درختان بر ريشههاى خود، و ستارهها بر مدارهاى خود و آسمانها بر بناى خود به حقّ نامى كه برداشتند فرشتگان عرش خدا را به قدرت پروردگار خود و به حقّ آن نام بسيار پاكيزه دائمى مقدّم بر همه چيز صاحب اختيار جبركننده (يا صاحب جبروت) صاحب كبرياء بزرگ بسيار بزرگ غلبهكننده حفظكننده[٢] پادشاه بسيار صاحب قدرت سپاس كردهشده صاحب شرف، مقصود در حاجتها، يكتاى، يگانه، بزرگ، [بزرگ داشته شده] بسيار بلند مرتبه و به حقّ آن نام كه در خزانه گذاشتهشده پنهان كردهشده در علم اوست و فرا گرفته است عرش او را پاك پاكيزه مبارك بسيار پاكيزه سالم از همه عيبها و نقصها و امان دهنده[٣] حفظكننده جبركننده[٤] صاحب كبرياء[٥] تقديركننده آفريننده، صورت بخشنده، پيش از همه چيزها بعد از همه اشياء، هويدا،[٦] پنهان،[٧] موجود پيش از هر چيزى و ايجادكننده هر چيزى را و موجود بعد از نيست شدن هر چيزى است، هميشه بوده و خواهد بود و برطرف نمىشود و تغيير نمىيابد، روشنى است[٨] در روشنى و نورى است بر نور و نورى است بالاى هر نور و نورى است كه
[١] -اشاره است به سخن گفتن مرغان با داود و سليمان و حرف زدن مورچه با سليمان و حكايت آنها مشهور است. و اللَّه يعلم
[٢] -بعضى گفتهاند كه مهيمن است يعنى قائم است به امور خلايق و اجلهاى ايشان و رزقهاى ايشان، و بعضى گويند كه به معنى گواه است به آن چه صادر مىشود از خلق از افعال و اقوال، بعضى گويند كه به معنى نگاهبان و حفظكننده است، و بعضى گفتهاند كه به معنى امين است يعنى ضايع نمىشود نزد او حقّ كسى. و اللَّه يعلم
[٣] -از حضرت صادق ٧ منقول است كه خداى تعالى را مؤمن مىگويند از جهت آن كه ايمن مىگرداند از عذاب خود كسى را كه او را اطاعت كند. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى جبركننده است خلايق را بر آن چه مىخواهد، يا آن كه اصلاح مىكند شكستگى حال مخلوقات را، يا آن كه صاحب جبروت و عظمت است. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى تكبّر نموده از حاجت و نقص يا آن كه بر متكبران و سركشان از خلق خود تكبّر مىكند. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى دلايل و براهينى كه دلالت مىكنند بر وجود و وحدانيّت او ظاهر و هويدا است. و اللَّه يعلم
[٧] -يعنى پنهان از نظر خلايق، يا آن كه كنه ذات او از ادراك و عقل مخلوقات پنهان است، يا آن كه چيزهاى پنهان در خاطرها و دلها را مىداند. و اللَّه يعلم
[٨] -مراد از نور در نور و بر نور آن است كه آن قدر روشن و ظاهر است كه گويا در اندرون او و داخل او نور ديگر است و همچنين بر روى او و بر بالاى او نورى ديگر وارد شده است. و اللَّه يعلم