ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٣٠ - ١١ - قنوت مولاى ما حضرت صاحب الامر محمد بن حسن عسكرى
صاحب عظمت و انعام، اى قهّار، اى صاحب قوّت بسيار سخت اى كننده مر آنچه را كه خواهد اى صاحب توانائى شديد محكم، اى مهربان اى بخشنده، اى داناى به حكمت اى زنده در وقتى كه نيست زندهاى سواى او خداوندا سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه در خزينه گذاشتهشده[١] پنهان كردهشده [زنده] به خود برپاست كه اختيار نمودهاى تو آن را در علم پنهان در نزد تو كه مطلع نساختهاى تو بر آن كسى را از مخلوقات خود و سؤال مىنمايم ترا به حق نام تو كه صورت مىدهى به بركت آن مخلوقات خود را در شكمهاى مادران هر نحو كه مىخواهى و به بركت آن نام روان مىنمايى به سوى ايشان روزيهاى ايشان را در طبقهاى تاريكى از ميان رگها و استخوانها و سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه محبّت قرار دادهاى تو به بركت آن ميان دلهاى دوستان خود و به بركت آن جمع نمودهاى ميان برف[٢] و آتش كه نه آتش مىگدازد برف را و نه برف خاموش مىكند آتش را و سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه موجود نمودهاى به بركت آن مزه آبها را و سؤال مىنمايم ترا به حق نام تو كه روان نمودهاى به بركت آن نام آب را در ريشههاى گياهها از ميان طبقههاى خاك و جارى ساختهاى آب را به سوى ريشههاى درختها از ميان سنگ سخت، و سؤال مىكنم ترا به نام تو كه موجود نمودهاى به بركت آن مزه ميوهها و رنگهاى آنها را، و سؤال مىنمايم ترا به نام تو كه به بركت آن خلق مىنمائى و بازمىگردانى،[٣] و سؤال مىكنم ترا به نام تو كه تنها و يگانه و بىهمتائى در يگانگى يگانهاى در مقصود بودن در حاجتها، و سؤال مىنمايم ترا به نام تو كه بيرون آورندهاى تو به بركت آن آب را از سنگ سخت و روان ساختهاى آن را از هر جايى كه خواستهاى، و سؤال مىكنم ترا به نام تو كه خلق نمودهاى به بركت آن مخلوقات خود را و روزى دادهاى ايشان را به هر نحو كه خواستهاى تو و نحو كه خواستهاند آن را اى كسى كه تغيير نمىدهد او را گذشتن روزها و شبها، مىخوانم ترا به آنچه خوانده است ترا به آن نوح در وقتى كه ندا كرده است ترا پس نجات دادهاى تو او را و كسى را كه با اوست [تابع شده است
[١] -يعنى نامى كه پنهان است و در نزد خزانهداران تو است از ملائكه و انبيا و اوصيا عليهم السّلام و ديگران را بر آن اطلاعى نيست، و مراد به آن اسم اعظم است. و اللَّه يعلم
[٢] -اشاره است به فرشتهاى كه وارد شده كه نصف آن از آتش و نصف ديگر آن از برف است و نه آتش آب مىكند برف را و نه برف خاموش مىكند آتش را. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى باز مىگردانى مردمان را به فانى شدن و برطرف شدن در دار دنيا، چنانچه اوّلا معدوم بودند يا به مردن در قبر يا آن كه اعاده مىكنى مردم را به زندگى در قبر يا به حيات اخروى. و اللَّه يعلم