ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١١٧ - ٩ - قنوتهاى حضرت امام على بن محمد نقى
به سبب آن همه زندهها را و جمع نمودهاى تو به سبب آن هر پراكندهاى را و پراكنده نمودهاى به سبب آن هر مجتمعى را و تمام نمودهاى به سبب آن حجّتها را[١] و نمودهاى تو به سبب آن علامتهاى بزرگ را و قبول توبه نمودهاى به سبب آن بر توبهكنندگان و باطل نمودهاى به سبب آن كردار فسادكنندگان را پس گردانيدهاى تو كردار ايشان را باطل[٢] و پراكنده و هلاك نمودهاى تو ايشان را هلاك نمودنى سؤال مىنمايم ترا آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آن كه بگردانى پيروان مرا از آن جماعتى كه متحمّل شدند[٣] گواهى را پس راست گفتند و طلب كرده شدند به سخن گفتن پس تكلم نمودند در حالى كه بودند ايمن از عقوبت و بودند صاحبان امانت.
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو از براى شيعيان توفيق اهل راهنمائى را و كردارهاى اهل يقين را و نصيحت پذيرفتن اهل توبه را و اراده جزم اهل صبر را و پرهيزگارى اهل پارسائى را و پنهان نمودن (ايمان خود را) تصديقكنندگان[٤] تا آن كه بترسند از تو خداوندا ترسيدنى كه باز دارد ايشان را از گناهان تو و تا آن كه عمل نمايند به طاعت تو از جهت آن كه برسند به بخشش تو و تا آن كه نصيحت نمايند از براى تو و در امر تو از جهت ترس از تو و تا آنكه خالص سازند از براى تو نصيحت در بازگشت به سوى ترا از جهت دوستى تو پس ثابت نمائى تو براى ايشان دوستى خود را كه لازم نمودهاى براى توبهكنندگان و تا آن كه اعتماد نمايند بر تو در امرهاى خود همه آنها از جهت حسن اعتقاد به تو، و تا آن كه باز گذارند به سوى تو امرهاى خود را از جهت اعتماد نمودن به تو، خداوندا رسيده نمىشود طاعت تو[٥] مگر به توفيق دادن تو[٦] و رسيده نمىشود پلهاى از پلّههاى خوبى مگر به استعانت تو. خداوندا اى صاحب روز جزا اى دانا به پنهانىهاى در سينههاى عالميان، پاك گردان زمين را از نجاست اهل شرك و گنگ گردان دروغگويان را از سخنان ايشان كه بستهاند بر رسول تو بهتان را. بار خدايا
[١] -يعنى پيغمبر و ائمّه :
[٢]« هباء» در اصل به معنى ذراتى است كه متفرق در هوا مىباشند و در اين مقام كنايه از باطل شدن است.
[٣] -يعنى آن جماعتى كه متحمل گواهى شدند در باره امامت و خلافت از پيغمبر كه بعد از آن حضرت بايد كه جانشين و خليفه او چه شخص باشد و كتمان شهادت خود ننموده راست گفتند و چون طلب نموده شدند به سخن گفتن تكلّم نمودند و هر يك آنچه از پيغمبر شنيده بودند مذكور ساختند، مثل سلمان و ابو ذر و عمار و مقداد و غير ايشان. و اللَّه يعلم
[٤] -يا راستگويان چه« صدّيق» به تشديد دال به معنى بسيار راستگوى و تصديقكننده هر دو آمده است، يعنى و سؤال مىكنم ترا از براى شيعيان خود كه ايمان خود را از مخالفان كتمان كنند، يعنى طريقه تقيّه را پيشنهاد خود گردانند چنانچه واقع شده كه« التّقيّة ديني و دين آبائي». و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى كسى نمىرسد به طاعت تو.
[٦] -توفيق مهيا نمودن اسباب است از براى مطلوب خير.