ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١١٦ - ٩ - قنوتهاى حضرت امام على بن محمد نقى
ترسندگان پس ايمن گردانيد ايشان را، و بندگى نمودهاند او را اطاعتكنندگان پس جزا داده است ايشان را و سپاس نمودهاند او را شكركنندگان پس ثواب داده است ايشان را. چه بزرگ است امر تو و چه بلند است پادشاهى تو و چه جارى است حكمهاى تو، توئى آفريننده بدون مشقّت و توئى حكمكننده بدون جور و ستم دليل تو[١] رسيده است به همه مردمان و برهان تو قاطع كوبنده است به تو چنگ در زدهام و به تو پناه بردهام از سحرهاى[٢] دشمنان و از عقوبتهائى كه مترصد آنها شدهاند ظالمان آن چنانى كه ميل نمودهاند[٣] در صفات تو و مترصد گشتهاند رسانيدن انواع بدىها را به دوستان تو و اعانت نمودهاند بر كشتن پيغمبران تو و برگزيدگان تو و اراده نمودهاند مر خاموش كردن نور ترا[٤] به سبب فاش نمودن امر پنهان ترا و تكذيب نمودند پيغمبران ترا و اعراض نمودند از علامتهاى تو (يعنى ائمه عليهم السّلام يا آيات قرآن) و فرا گرفتند از غير تو و از غير پيغمبران تو و از غير مؤمنان دوستى را از جهت نخواستن ترا و پرستيدند بتان خود را و شيطانهاى خود را[٥] عوض از تو پس منّت گذاردهاى تو بر دوستان[٦] خود به بزرگ از بخششهاى[٧] خود و بخشيدهاى تو بر ايشان عزيز از نعمتهاى خود را و تمام نمودهاى تو براى ايشان آنچه را كه عطا نمودهاى ايشان را[٨] به نيكوى از جزاى خود از جهت نگاهداشتن مر دوستان را از دشمنى با پيغمبران و از گمراهى در راهها پس تصديق نمودند[٩] مر ايشان را به پيمانها و عهدهاى سابق زبانهاى اجابت كردن و پستى و انقياد نمودند براى تو به اعتقاد درست دلهاى بازگشته به سوى تو، سؤال مىكنم ترا خداوندا به نام تو كه ذلّت و خوارى نمودهاند براى آن نام آسمانها و زمين و زنده نمودهاى تو به سبب آن اسم مردههاى چيزها را و ميرانيدهاى تو
[١] -مراد از« حجّة» و« كلمة» انبيا و ائمة : هستند يا مطلق دلايلى كه بر يگانگى خداى تعالى و سائر صفات او از علم و قدرت و وجوب وجود و امثال آنها دلالت كند.
[٢]« نفثات» جمع نفثة است و آن در اصل چيزى خواندن و باد دميدن و گره بر جايى زدن است كه ساحران در وقت سحر كردن مىكنند و در اين مقام مراد مطلق سحر است.
[٣] -يعنى آن كه صفات ترا انكار نمودهاند يا آن كه صفات ترا به آن نحوى كه بايد نشناختند، بلكه صفاتى كه تو منزهى از آنها در تو قرار دادهاند، و ممكن است كه مراد از« اسماء» ائمّه : باشند و مراد از« الحاد» ظلم باشد يعنى و جماعتى كه در حق ائمّه : ستم نمودهاند و حقوق ايشان را انكار نمودهاند. و اللَّه يعلم
[٤] -مراد از نور ائمّه : هستند.
[٥] -و از حضرت امام محمّد باقر ٧ منقول است كه مراد از جبت و طاغوت كه در قرآن وارد شده فلان و فلان است. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى بر شيعيان اماميّه
[٧] -مراد اقرار به امامت ائمّه ٧ است.
[٨] -مراد نصب نمودن ائمه و ولايت ايشان : است.
[٩] -يعنى پس ايمان آورند و تصديق ائمّه : نمودند، جماعتى كه در عالم ذر به زبانهاى قبول و اجابت كردن عهد نموده بودند. و اللَّه يعلم