اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٢٠٥ - فصل«در بيان لزوم خوف و فضيلت آن»
لا يكون المؤمن مؤمنا، حتّى يكون خائفا راجيا، و لا يكون خائفا راجيا حتّى يكون عاملا بما يخاف و يرجو.
مؤمن، مؤمن نيست مگر اينكه بيمناك، و اميدوار باشد، و بيمناك و اميدوار نيست مگر اينكه از آنچه از آن مىترسد دورى گزيند و بدانچه اميدوار است عمل كند.
و روايت شده كه:
من خاف للّه اخاف اللّه منه كلّ شيء و من لم يخف.
اللّه اخافه اللّه من كلّ شيء.
هركس كه از خدا بترسد خدا همه چيز را از او مىترساند، و آنكس كه از خدا نترسد خدا او را از همه چيز بيمناك مىسازد.
و امام صادق ٧ به اسحاق ابن عمار فرمود:
يا اسحاق خف اللّه كانك تراه و ان كنت لا تراه فانّه يراك، فان كنت ترى انّه لا يريك فقد كفرت و ان كنت تعلم انّه يريك ثمّ برزت له بالمعصية فقد جعلته من أهون الناظرين إليك.
اى اسحاق آن چنان از خدا بترس كه گويا او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى او تورا مىبيند، پس اگر چنين مىپندارى كه او تو را نمىبيند بتحقيق كافر شدى، و اگر بدانى كه او تو را مىبيند و با علم به اين مطلب او را معصيت كنى او را از هر بينندهاى پستتر به حساب آوردهاى.
و امام سجاد ٧ در يكى از دعاها مىفرمايد: منزهاى تو: عجب است از كسى كه تو را مىشناسد چگونه از تو نمىترسد.
و روايت شده كه: قطره اشكى كه از خوف خدا ريخته شود-