اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٧٦ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
داشتن گناه و مغفرت او بلكه اقرار و اعتراف به گناه و قلت حياء از اعظم وجوه مناجات بنده با مولا است و براى آن اثر زيادى در قبول توبه انسان و روشنائى دل مىباشد و كاملين از اولياء حسنات خود را به گونهاى كه كذب صريح نباشد از جمله سيئات مىشمارند، و حتى شيوه جماعتى از بزرگان بر اين بوده كه از عبادات و اعمال و مجاهدات خود تعبير به «وزر» «گناه» مىنمودند، و وجه اين عمل اينست كه عظمت امر بگونهاى است كه محتمل را محقق در انظار مىسازد و بلكه گاهى غير محقق را مثل محقق قرار مىدهد، معروف است كه مار گزيده از ريسمان هم مىترسد با اينكه مىداند كه ريسمان نمىگزد، و شايد آنچه در اخبار وارد شده كه از تماميت اخلاق حسنه اينست كه انسان همه را از خود پرهيزگارتر بداند از همين باب باشد.
انا للّه و انا إليه راجعون از مصيبت غفلت و عجب و خودپسندى و ناز و كرشمهاى كه در ما هست و جميع احوال و حالات و حركات و سكنات ما گواه بر آن است، و از شرور و بدىهاى نفس خود و غرور نسبت بذات اقدس حق، به او شكايت مىبريم كه غرور است كه ما را نسبت به ذات اقدس او اين گونه مغرور ساخته و تنها بايد از او استمداد نمود و كمك خواست.
عامل ديگر اينست كه گناه از كسى صادر شود كه سمت پيشوائى دارد مثل علماء و بعضى از مردم كه به قدس و تقوى معروف شدهاند، زيرا گناه صغيره اينها چه بسا سبب شود كه عوام از مردم مرتكب گناهان كبيره گردند و اين در صورتى است كه ارتكاب گناه در معرض ديد مردم باشد، گرچه خود علم بنفسه قبح مخالفت را از بعضى وجوه افزون مىكند