اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٦٦ - در بيان اينكه توبه به منزله طهارت باطن انسان است
ظهور و بروز مىرسد و حاكم بر وجود انسان مىشود درحالىكه شهوت قبل از تولد در وجود نوزاد موجود است، و «توبه» عبارت از قبول حكم عقل در بازداشتن آدمى از فرورفتن در شهوات است، بنابراين عقلى كه مىبايست مانع آدمى از فرورفتن در شهوات باشد پس از سن هفت سالگى و حتى اوان بلوغ در انسان كامل مىشود درحالىكه شهوت و غضب و جهل و ساير صفات ناپسند قبل از تولد با او است، و اين دليل ديگرى در نياز همه انسانها به توبه است.
اما چرا انسان پيوسته به «توبه» نياز دارد؟
اين بدان خاطر است كه بشر يا با اعضاء و جوارح خود مرتكب گناه مىشود و يا تصميم به انجام معصيتى مىگيرد و يا خطورات قلبى و وساوس شيطانى او را از ياد خدا بازميدارد و يا در علم به خدا و صفات و آثار آن غفلت و قصورى از او سر مىزند، و همه اينها نقص است و براى آنها اسبابى است و ترك اينها و اشتغال به اضداد آنها رجوع و بازگشت از نقص بسوى كمال است و معناى توبه چيزى جز همين بازگشت نيست.
حال هم چنانكه شنيدى هركس در خور شأن و استعداد خودش، حتى انبياء گاه مىشود كه اضطراب نيز بر آنها عارض مىشود و از آن توبه مىكنند.
مطلب ديگر اينكه توبه واقعى از هركس حتى مرتد چه فطرى و چه ملى به مقتضاى ادله عقلى و نقلى پذيرفته مىشود.
مطلبى كه هست اينست كه گاه گناه بگونهاى است كه توبه از آن مشكل و بلكه گاهى غير ممكن مىباشد، و ظلمت گناهان دل را در خود