اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤١٣ - لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد
لم يلد و لم يولد. و لم يكن له كفوا احد.
لَمْ يَلِدْ يعنى نه چيزى كه داراى حجم باشد مثل فرزند و ساير اشيائى كه از مخلوقات خارج مىشود از او خارج مىشود و نه شىء لطيفى مثل نفس، و نه حالاتى مثل چرت و خواب، و غم و اندوه و خنده و گريه و خوف و رجاء و رغبت و خستگى، و گرسنگى و سيرى در او راه دارد، و او بزرگتر از اين است كه چيزى از او خارج شود و شىء از او متولد گردد.
وَ لَمْ يُولَدْ و از چيزى متولد نشده و خارج نگرديده است، نه چنانكه اشياء هريك از عناصر خود خارج مىشود چون خروج جماد از جماد، و حيوان از حيوان، و نبات از زمين، و آب از چشمه، و ميوه از درخت، و نه مثل خروج اشياء لطيفه از مراكز خود، هم چون بينائى از چشم، و شنوائى از گوش، و بويائى از بينى و ذائقه از زبان، و سخن از زبان، و معرفت و تميز از قلب، و آتش از سنگ، هيچيك از اينها نسبت به او روا نيست، بلكه او اللَّهُ الصَّمَدُ است كه نه در چيزى، و نه از چيزى است او پديدآورنده اشياء و موجودات، و خالق آنها بقدرت خويش است، و آنچه را كه براى فناء آفريده به مشيت او متلاشى شود، و آنچه را كه براى بقاء آفريده به علمش باقى ماند، پس اين است معناى اللَّهُ الصَّمَدُ، آنكه نمىزايد و نه زائيده شده، بلكه او است:
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ.
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ و براى او كفو و همتائى نيست.