اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٤١٤ - لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد
از امام صادق ٧ روايت شده كه گروهى از فلسطين بر امام باقر وارد شدند، و مسائلى را از آن حضرت پرسيدند، امام به آنها جواب داد سپس از تفسير الصمد پرسيدند حضرت فرمود در الصمد، پنج حرف است، الف دليل بر انيت خداى متعال و اشاره به اين آيه شريفه است كه مىفرمايد:
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ.
و باين حقيقت توجه مىدهد كه او را با حواس نمىتوان درك نمود. و لام دليل بر الهيت او است و الف و لام در يكديگر ادغام مىشوند و در تلفظ ظاهر نمىشوند ولى در كتابت نوشته مىشوند، كه اين دليل بر اين است كه الوهيت ذات حقتعالى به حواس قابل درك نيست و به وصف در نمىآيد و گوشى آن را نمىشنود، زيرا تفسير اللّه، يعنى آن كه خلق از درك ماهيت و كيفيت او به حس، و يا وهم حيران و عاجزند، و چگونه مىشود كه او به حواس و وهم درآيد درحالىكه او پديدآورنده اوهام و خالق حواس است.
و اما اينكه، الف و لام در كتابت ظاهر مىشود دليل بر اينست كه خداوند ربوبيتش را در ابداع و پديد آوردن خلق، و تركيب ارواح لطيفه آنها در اجساد، ظاهر گردانيده است، پس همان گونه كه بنده اگر به خود بنگرد روح خود را نمىبيند، لام در الصمد هم ديده نمىشود ولى چون به نوشته الصمد بنگرد آنچه كه بر او پوشيده بود ظاهر مىگردد، همينگونه اگر بنده در ماهيت و كيفيت خداوند بتفكر بپردازد حيران مىشود و راه به جائى نمىبرد، و چيزى به تصورش نمىآيد چرا كه او خالق صورتها است، ولى اگر به آفريدهها بنگرد برايش معلوم مىگردد