اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٨٨ - اياك نعبد و اياك نستعين
صادق خواهد بود.
مطلب ديگر اينكه در اين آيه لحن كلام از غايب بمخاطب تغيير يافته، و اين اشاره باين حقيقت دارد كه انسان با ذكر آن اسماء، از عالم بعد و دورى، بعالم قرب ترقى نموده و از غيبت بحضور رسيده و در هنگام تلاوت اين آيات بگونهاى است كه گويا با قلبش ذات ذو الجلال را مشاهده مىكند و در محضر او خطاب به او مىگويد:
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ.
در حديث قدسى آمده است كه من همنشين آن كسى هستم كه ياد من كند.
و اما عبوديت: براى عبوديت و بندگى در جميع عوالم بنده، و تمام شئون او از عالم عقل و روح و نفس و قلب و تمام اجزاء بدنش از سر تا بقدم گرفته تا جميع حركات و سكناتش ظهور و نشانههائى است كه در حديث عنوان بصرى به بعضى از مراتب آن اشاره شده است، در آن حديث آمده است كه بنده در آنچه خدا به او عنايت نموده نبايد براى خود مالكيتى قائل شود زيرا كه بندگان را ملكى و مالكيتى نيست بلكه مىبايست مال را مال اللّه بداند و در همان راهى كه او دستور داده صرف كند، و خود مدبر خويشتن نباشد و هم و غمش مصروف آنچه كه خدا بدان امر نموده يا از آن بازداشته است گردد، پس اگر چنين بود و آنچه از متاع دنيا را كه خدا بر او ارزانى داشته ملك خود ندانست انفاق آن مال بر او آسان خواهد بود و اگر كه بنده تدبير امورش را نه بنفس خود كه به پروردگار خود محول نمود تحمل مصائب دنيا بر او سهل خواهد گشت و اگر انسان به آنچه كه خدا امر نموده و يا از آن نهى كرده است