اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ٣٨٧ - اياك نعبد و اياك نستعين
يكى از محققين گفته است امكان دارد كه مقدم داشتن مفعول بر فعل اشاره لطيفى باين حقيقت باشد كه از هر لحاظ كه بنگريم معبود مقدم است، در نتيجه بنده مىبايست كه در جميع اعمال و رفتار خود اول نظرش به او باشد بعد با توجه به او بغير او بنگرد آنهم چون آن غير منسوب به او است نه بخاطر خود آن غير. و لذا از لحاظ مطلوبيت هم امر بايد چنين باشد، بلكه اصلا توحيد كامل در عبادت جز به اينكه براى بنده هوائى در غير خدا نباشد ممكن نيست زيرا نفس تنها آنجا خاضع و خاشع مىشود و سر فرودمىآورد و بآن سوئى ميل مىكند كه هوايش با آن باشد، و لذا اگر انسان بغير خدا ميل و توجهى داشت توحيدش در عبادت خالص نخواهد بود.
اما اينكه فعل بصيغه متكلم مع الغير آمده و بجاى «اعبد» مىپرستم، «نعبد» مىپرستيم گفته شده است بخاطر رعايت ادب و اينكه انسان چون خود را لايق مقام عبوديت نمىبيند مطلب را بصيغه جمع بيان مىدارد.
جهت ديگر اينكه صفت عبوديت، صفتى است كه بين جميع ماسوى اللّه و هر آنچه كه غير خدا هست مشترك است و وجهى براى انفراد و اختصاص در اين زمينه نيست، علت ديگر اينكه فرد نمازگزار با اين تعبير عبادت بندگان صالح حضرت حق را هم ضميمه عبادات خود نموده و بدينوسيله شرافتى براى خود كسب مىكند، از طرف ديگر از ادعاى دروغين پرستش و عبوديت خالص پروردگار، بخاطر غلبه عبادات بندگان مخلص بر عبادت او احتراز خواهد نمود، و در اين سخن كه: «تنها تو را مىپرستيم» اين ادعاى اخلاص، از جهت عبادات آنها