اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٤١ - فصل«در اهتمام به اوقات شريفه»
نما و وسيله قرار دادن فضلت را در مقابل عدلت بنگر، و او را از خلعتهاى عفو و غفران و امان و رضوان خلعتى بپوشان، خلعتى كه ذكر و شكر و سر آن برحمت و بخشش تو منسوب است، اكنون اين بنده دلشكسته و شرمسار گشته است تو هم مپسند كه در اين روزى كه تو آن را عيد قرار دادهاى با اين همه خلعت كه ببندگان و باريافتگان درگاهت بخشيدهاى او برهنه بماند درحالىكه ميدانى او غير از اين باب، بباب ديگرى روى نياورد و او را طاقت عتاب و سرزنش تو نيست پس كجا توان حرمان و عقاب تو را خواهد داشت.
و از جمله آداب عيد رسيدن خدمت امام و كسى كه بنده او را صاحب اين مقام والا مىداند مىباشد.
مىگويم بدانكه چون عيد فطر فرارسد اگر رهبرى جامعه با امام و ولى امر باشد و او در مملكت و در ميان رعايايش بر آن وجهى كه مولايش مقرر داشته حكم براند مىبايست كه بنده بخاطر اقبال خداى متعال بر آن امام و تمكنى كه در اداره جامعه به او بخشيده است به او تبريك و تهنيت گويد، و سپس به خود و ديگران بخاطر عزتى كه از رهبرى آن امام نصيبشان گشته و بهر كس كه بواسطه آن امام سعادت يافته و از رهبرى و فوايد دولتش بهرهمند مىشود تبريك و تهنيت گويد و اگر در زمانى بود كه رهبرى جامعه با كسى بود كه اطاعت از او حرام و تصرف او در امور جامعه غير مشروع بود، سزاوار است كه در چنين شرايطى بنده در غضب و خشم بر آن حاكم با خداى خود مواسات و مساوات داشته باشد، و بر آنچه از فقدان رهبرى ولى امر از او و از جامعه فوت شده است متأسف باشد.