اسرار الصلوة (فارسى) - الملكي التبريزي، الميرزا جواد؛ مترجم رضا رجب زاده - الصفحة ١٤٠ - فصل«در اهتمام به اوقات شريفه»
تنش از جامه اخلاص كه لازمه محضر تو است برهنه، و از خلعتى كه براى حضور در پيشگاه تو شايسته باشد بىنصيب است، جامه اين بنده مملوك بدست غفلتها پاره پاره گشت، و از كثافات شهوتها آلوده شد، و لباس ستر عيوبش را بدست پردهدرىهاى خود پاره نمود و سپر غفران و آمرزش گناهانش را با سبك شمردن استغفار كه باعث تقرب او به تو بود در هم شكست و اكنون عورات و زشتىهاى او آشكار، و لغزشگاههاى او پرخطر است، و او در اين عيد سعيد بواسطه اين لباس زشت كه بر تن دارد بىآبرو است و از اين جامه منحوس كه بر تن نموده شرمسار و ذليل، بارالها چه مىكنى با بندهاى كه زبان حالش اين است كه «انا للّه و انا إليه راجعون» درحالىكه خود امرا و ملوك را مكارم اخلاق آموختى و تو بودى كه خلعت بخشيدن و بنده را آزاد نمودن و به بنده نعمت ارزانى داشتن را رسم نمودى، آن زمان كه اين بنده مملوك را ايجاد نمودى آنچه از زشتىها كه در آينده از او سر مىزد را مىدانستى ولى حلم و بردبارى تو همه آنها را تحمل نمود تا اينكه خلعت بقاء بر تن او پوشانيدى و لباس سلامتى اعضاء و شفاء از دردها بر او ارزانى داشتى و گوشت و پوست بر تن او رويانيدى و در انعام و اكرام او مبالغه نمودى، ولى اكنون اين بنده مملوك عريان در محضر تو است، چه كسى او را بپوشاند و عيوبش را پنهان دارد اگر سعه رحمت تو بر او تنگ آيد و چه كسى او را پناه دهد اگر او را از خود برانى، پس اى آنكه بر اين بنده خلعت بخشيدى درحالىكه از عاقبت كار او باخبر بودى و از پرورش و اطعام و پناه دادنش دريغ ننمودى درحالىكه به جرئت او بر خود آگاه بودى، اكنون بر استغاثه اين بنده ترحمى فرما و به پناه آوردنش به تو نظر لطفى