شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٢٤ - المبحث الاول النهى عن العبادة
و هكذا زن نفساء(يعنى زنى كه وضع حمل نموده).در اينگونه موارد، نفس عبادت منهى عنه شده.
ب-يا اين است كه نهى تعلق مىگيرد به جزئى از اجزاى عبادت.همانند نهى از قرائت سور عزائم در نماز(كه قرائت و يا خواندن حمد و سوره،جزء نماز است و نه تمام نماز).
ج-يا اين است كه نهى تعلق مىگيرد به شرطى از شرائط كل عبادت يا به شرطى از شرائط جزء العبادة.مثلا مىگويد«لا تصل فى اللباس المغصوب او المتنجس»يا مىگويد:«لا تسجد و لا تركع فى اللباس المتنجس»كه سجده يا ركوع،جزء صلاة است و نهى به شرط جزء تعلق گرفته.
د-نهى تعلق بگيرد به وصفى از اوصاف عبادت كه ملازم با كل عبادت يا جزء عبادت است.همانند نهى از تصرف در ملك غير (كه ملازم با اكوان صلاتى است و وصف الكل است به اينكه بگويد:
«لا تغصب فى صلاتك»)و يا نهى از جهر به قرائت فى موضع الاخفاف او بالعكس(كه قرائت،جزء نماز است و جهر يا اخفاف،وصفى از اوصاف آن است).حال،با حفظ اين سه نكته،در سه مقام بحث مىكنيم:
مقام اول:اگر عبادتى متعلق نهى تحريمى نفسى شود،آيا فاسد است يا خير؟مثل لا تصل فى الدار المغصوبة.
مقام دوم:اگر عبادتى متعلق نهى تحريمى غيرى شود،آيا فاسد است يا خير؟مثل اينكه امر كرده به ازالۀ نجاست؛و امر به شىء، مقتضى نهى از ضد است؛و يكى از اضداد ازالۀ نجاست،صلاة است؛پس بالتبع،لا تصل دارد.
مقام سوم:اگر عبادتى متعلق نهى تنزيهى شد،آيا فاسد است يا خير؟مثل لا تصل فى الحمام.
اما مقام اول:
جناب مظفر مىفرمايد:به اعتقاد من،نهى تحريمى نفسى،چه