شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٥ - المسألة الثانية مقدمة الواجب، تحرير النزاع
از دلالات سهگانه منطقيه(مطابقه-تضمن-التزام)ثابت شود و اللازم باقسامه منتف فالمقدم مثله و لا شك در اينكه اين سه دلالت دلالات لفظيه هستند و لكن به اعتقاد مشهور متأخرين از مسائل عقليه است و داخل در بخش ملازمات عقليه است چون سخن از ملازمه عقليه است نه از دلالت لفظيه.
مرحوم مظفر مىفرمايد:لا شك در اينكه بحث ما از ملازمات است حال بنا بر اينكه ما ملازمۀ بين وجوب ذى المقدمه و مقدمه را بپذيريم كه هنوز اثبات نشده مىگوئيم:لزوم و ملازمه بر سه قسم است:
١-لزوم بين بالمعنى الاخص:و آن عبارت است از اينكه مجرد تصور ملزوم مستلزم تصور لازم باشد كالعمى و البصر.
و العلم و الجهل و...و تمام مواردى كه بين دو امر ملكه و عدم ملكه باشد كه تصور عدم ملكه بدون تصور خود ملكه ممكن نيست از اين قبيل است.
٢-لزوم بين بالمعنى الاعم:و آن لزومى كه در دلالت التزاميه معتبر است همين قسم از لزوم است و آن عبارت است از اينكه مجرد تصور ملزوم كافى نيست براى تصور لازم و حكم به لازم بلكه علاوه بر تصور ملزوم تصور لازم و تصور نسبت بينهما بايد بشود تا تصديق به نسبت پيدا شود و حكم به لازم كنيم:مثل زوجيت براى اربعه كه بايد اربعه را تصور كنيم و زوجيت را هم تصور كنيم و نسبت بينهما را هم تصور كنيم،سپس حكم كنيم به اينكه الاربعة زوج.
و مانند الانسان كلى و...
٣-لزوم غير بين:و آن عبارت است از اينكه علاوه بر تصور طرفين و نسبت بينهما نيازمند به استدلال و اقامه دليل هستيم براى تصديق به نسبت و حكم به لازم مثل(العالم حادث)كه مجرد تصور عالم و تصور حدوث و نسبت بينهما كافى نيست بلكه بايد بگوئيم:
العالم متغير-و كل متغير حادث تا تصديق كنيم به اينكه:فالعالم